Thursday, May 29, 2014

دیواری که عکس احمدی‌نژاد بر آن بود، فرو نریخت


عکس دیواری که می‌بینید داستان جالبی دارد! گفته می‌شود یکی از معاونان وزارت کشور در دولت امید و تدبیر و اعتدال کسی‌ست به نام اسماعیل نجار. او زمانی استاندار کرمان بوده و هنگام زلزله در جنوب استان کرمان، در مورد دیواری که فرو نریخته چنین فرموده: "فرو نريختن ديوار به خاطر نصب عکس رئیس جمهورمان آقای محمود احمدی‌نژاد بر روی آن دیوار بوده است"! پرسش از رییس جمهور روحانی و وزیر کشور اینست که این آقا در وزارت کشور، چه می‌کند؟ ما کم نکشیده‌ایم از دست چنین آدم‌هایی و چنین اندیشه‌هایی که کشور را به مرز نیستی و سقوط کشانده‌اند! تا کی باید امثال این نامدیران خرافات‌پرست، کشور را بگردانند؟
این هم عکس اسماعیل نجار استاندار کرمان در زمان محمود احمدی‌نژاد و یکی از معاونان فعلی وزارت کشور
منبع
 http://www.radiofarda.com/content/f8-newspaper/25402668.html

Wednesday, March 5, 2014

آب خوردن برای درگذشتگان خبره در مجلس خبرگان

در عکسی که از اجلاس اخیر مجلس خبرگان انتشار یافته، عکس یکی از درگذشتگان خبره را در قابی روی صندلی‌ اش گذاشته‌ اند و شیشه‌ی آبی روی میز جلوی آن: لابد یاد خبرگان را این جوری گرامی می دارند

Sunday, February 16, 2014

مردم حکومت را نمی‌خواهند: از دریاچه تا معدن و از سبد کالا تا جشنواره و سریال


چرا ته هر نوع اعتراض صنفی و فرهنگی، منجر به رودر رویی ملت با حکومت می‌شود؟ با بررسی رویدادهای سه چهار سال اخیر که به نوعی گاهی سیاسی هم نمی‌نماید و نشان از درد و گرفتاری‌هایی دارد که می‌تواند با مسالمت و شراکت مردم با حکومت، آنها را حل کرد، اما در پچ و پچ‌ها و سپس‌تر در فریادها مردم حکومت را مقصر می‌دانند! چرا؟ چون به باور من مردم حکومت را از خود نمی‌دانند و آنرا نمی‌خواهند، و به همین لحاظ است که خود رژیم با آگاهی از این موضوع، همواره آمادگی رویارویی امنیتی ونظامی با مردم را داراست
رویدادهایی مانند خشکیدن دریاچه ارومیه، باری به هر جهت برخورد کردن با میراث فرهنگی و سنت‌های ایرانی، فشار به کارگران معدن چادرملو، توزیع نابخردانه سبد کالا، وضعیت نابسامانی محیط زیست و شکار بی‌رویه حیوانات کمیاب، حذف تحمیلی فیلم از جشنواره فجر، پخش پر حرف و حدیث سریال سرزمین کهن و بسیاری دیگر همه و همه دلیل بر این مدعاست: به گمان من مردم بدنبال بهانه هستند تا شر این رژیم را از سر خودشان کم کنند! دیری نخواهد پایید

Saturday, February 15, 2014

گیردادن ریشو‌ها به کراوات کارشناسان: ایران، ایران نشود


دو سه روزی‌ست که جناح تندرو یا کند ذهن رژیم جمهوری اسلامی گیر داده است به محمود سریع‌القلم یکی از متخصصان نزدیک به دستگاه روحانی که چرا طرف در گردهمایی داووس کراوات زده است! باید به مسولان نزدیک به دولت روحانی گفت که بجای تکذیب ارتباط این آقا با دولت روحانی، بیایید از همان‌هایی که تا کنون کیلو کیلو ریش بر صورت داشته‌اند و داغ مهر بر پیشانی بپرسید مگر شماها در این ۳۵ سال چه تاجی به سر این ملت زده‌اید جز بدبختی و فلاکت و گرسنگی و قحطی و سقوط کشور به یک‌صد سال قبل! گیر دادن به کراوات زدن کسی که ظاهرا دارای معلوماتی‌ست و ممکنست بتواند بدرد گرفتاری‌های این کشور بخورد، آیا باری از روی دوش مردم برمی‌دارد! این نوع تکذیب کردن‌ها نوعی عقب‌نشینی در برابر زورگویان، نابخردان و واپس‌گرایان محسوب می‌شود و متاسفانه سبب می‌شود در بر همان پاشه‌ای بچرخد که تا کنون چرخیده
***
 تا زمانی که شاخص ارزش‌گذاری در کشور ظاهر و شکل و ریخت و لباس باشد بجای معلومات و عملکرد و راندمان افراد، ایران، ایران نشود

Friday, January 31, 2014

رویایی که ممکن است به واقعیت منجر شود: خامنه‌ای بای بای


چندی‌ است که در این گمان - یا بهتر است بگویم حسرت - بسر می‌برم که انتهای مذاکرات هسته‌ای شاید، به رفتن خامنه‌ای از مسند قدرت منجر شود، اما امروز که آخرین نامه محمد نوری‌زاد را خواندم، بر این عقیده استوارتر شدم که رویا یا تخیل من با کمی دستکاری می‌تواند به واقعیت تبدیل شود: آیا یکی از شروط غرب طی مذاکرات پنهانی یکسال گذشته با مقامات جمهوری اسلامی برای مذاکره هسته‌ای و غیرهسته‌ای با جمهوری اسلامی و برداشتن تحریم‌ها، چانه‌زنی و گرفتن تضمین مبنی بر ترک داوطلبانه‌ی خامنه‌ای از قدرت نبوده است، اما به بهای ماندگاری رژیم جمهوری اسلامی بدون خامنه‌ای!؟ کاری که دارد به شکل دیگر در اوکراین بوقوع می‌پیوندد
هیچ استدلال محکمی برای این رویاپردازی یا نظریه‌گونه ام ندارم و به همین خاطر آنرا یک سرگرمی فکری می‌پندارم که می‌شود بسط و توسعه‌اش داد و این اسب خیال را به هرسویی کشاندش: خامنه‌ای بای بای

Wednesday, January 8, 2014

در دیدار ظریف و استرا: تصویر بسته‌ای در کیسه‌ی نایلونی و در زیر صندلی

 در عکسی که از دیدار جک استرا وزیر خارجه پیشین بریتانیا - که پس از روی کار آمدن روحانی به عنوان رییس جمهور اشتیاق فراوانی برای دیدار با او از خود نشان داد - و ظریف وزیر امور خارجه رژیم جمهوری اسلامی رسانه‌ای شده، بسته‌ای مشکوک در زیر صندلی جک دیده می‌شود، اما با توجه به حرکت بدنی جک، مشخص نیست او در حال دادن آن است و یا آنرا گرفته و دارد در زیر صندلی جای می‌دهد، هر چه که هست امیدواریم این دیدار و این بسته برای ملت ایران پر از خیر و برکت باشد

Sunday, January 5, 2014

همه مردان رهبر: یک مشت آشغال

محمود کریمی، مداح تیرانداز گوش به فرمان رهبر


محمود کریمی نور چشم رهبر خامنه‌ای بر روی یک زوج اسلحه کشید و به آنها تیراندازی کرد و سردار رادان نیز کار آنها را از طریق رسانه‌های عمومی توجیه کرد

خیلی ساده است و نیاز به تحقیق ندارد، به اطرافیان علی خامنه‌ای که نگاه می‌کنید، یک مشت آشغال می‌بینید، یعنی یک دانه آدم حسابی در تشکیلات‌اش یافت نمی‌شود: محمود کریمی، حاجی ارضی، حدادیان، نقدی، مرتضوی، حسن میرکاظمی ... همگی یک عده لات چاله میدانی و تا خرخره بدهکار به بیت‌المال
 
ببینید این چندمین بار است که یک مداح، قاضی، یک آدم بی‌مسولیت بر روی مردم عادی اسلحه کشیده و یا جلوی یک جماعت، کسانی را به  آلت تناسلی‌اش تشبیه کرده و ته کارش را که دنبال کرده‌اند، سراز بیت رهبری درآورده
 
حکومت جمهوری اسلامی دارد با رعب و وحشت این اوباش اداره می‌شود، نه با کارشناسی خردمندانه و مدیریت مدبرانه، و این موضوع را اگر ما تا سال ۸۸ درک نکرده بودیم، پس از انتخابات ۸۸ به عینه دیدیم و در چهار سال دوم ریاست محمود احمدی‌نژاد از نزدیک تجربه کردیم
 
آنهایی که علاقمند هستند به درجات بالا در تشکیلات رژیم جمهوری اسلامی دست یابند، یادشان باشد، لات بازی و گاوگند چاله دهان داشتن، نخستین شرط راهیابی به بیت رهبر علی خامنه‌ای و پس از آن، از سر گذراندن امتحان فحاشی و آدمکشی، و سرانجام بر مسندی تکیه زدن است
 
 

Tuesday, November 26, 2013

باز خوانی مطلبی که یکسال پیش نوشتم: مذاکرات پنهانی ایران و آمریکا


یکسال پیش مطلبی نوشتم با عنوان:  "چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند: خامنه‌ای دارد کشور را یواشکی ‌می‌فروشد!". دعوت‌تان می کنم به بازخوانی آن، که مربوط می‌شود به برملا شدن موضوع مذاکرات پنهانی ایران و آمریکا از یکسال پیش
***
خبرها حکایت از مذاکرات پنهانی نمایندگان خامنه‌ای با آمریکایی‌ها دارد! علی خامنه‌ای هنرپیشه قابلی‌ست و تماشاچیان‌اش نیز در گوشه و کنار کشور مردمی ساده دل! او در فیلمی که سالهاست آنرا اکران کرده‌‌اند و ورژن‌های جدیدش هر روز به بازار می‌آید، دائم به آمریکا فحش میدهد، اما زیر زیرکی دارد با آنها گفتگو می‌کند


این موضوع را هم هاشمی رفسنجانی می‌داند و هم احمدی‌نژاد می‌فهمد: نگاه کنید به سخنان چند ماه اخیر این هردو دست‌اندرکار حکومت از تریبون‌های مختلف. هردوی آنها از مذاکره با آمریکا دم زدند تا یا به رهبر بفهمانند که آگاهند در پس پرده بیت چه خبر است و یا گوی سبقت را از او بربایند در ایجاد رابطه با آمریکا! اما این هردو از سوی خود رهبر و نیز طرفداران‌اش مورد هجوم و تعرض رسانه‌ای به سرکردگی حسین شریعتمداری قرار گرفتند
بعید نیست دعواهای اخیر بین قوا را نیز او از طریق یکی از نوکران‌اش - صادق لاریجانی - ترتیب داده تا بتواند افکار عمومی را منحرف کند و ماموریتی که به سایر نوکران‌اش مانند ولایتی، طائب، حسین شریعتمداری و اصغر حجازی سپرده پنهانی به ثمر برساند: علی خامنه ای دارد کشور را یواشکی به ثمن بخس بفروش می‌رساند که اگر اینطور نبود خیلی علنی و مثل بچه آدم، ضرورت گفتگو و ایجاد رابطه با آمریکا را در انظار عمومی مطرح می‌کرد، نه اینکه در جلو صحنه دشنام دهد و در پشت معکوس آن عمل را انجام می‌دهد: مصداق شعر معروف حافظ که می‌فرماید:" واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند، چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند"! بهر حال جای خرسندی‌ست که دست‌شان رو شده است و ملت باید تکلیف‌اش را با او و همدستان‌اش روشن کند

آدرس همین مقاله در سایت بالاترین - اکتبر ۲۰۱۲
https://www.balatarin.com/permlink/2012/10/25/3181148 
آدرس همین مقاله در همین وبلاگ که در تاریخ ۲۵ اکتبر ۲۰۱۲ نگاشته شده است
http://azarakan.blogspot.ca/2012/10/blog-post_25.html



Friday, November 22, 2013

اعدام نکردن "سران فتنه": رافت اسلامی یا وحشت از سرنگونی؟


دوباره احمد جنتی در نماز جمعه افاضاتی کرده همانند هم‌پالکی‌هایش: "اگر رافت اسلامی نبود اینها (موسوی و کروبی) باید اعدام می‌شدند، اما جمهوری اسلامی بر سر اینها منت گذاشته و گفته در خانه خود زنده باشید، امکانات داشته باشید و بهداشت خود را رعایت کنید اما اینها در عین حال حاضر نیستند اظهار ندامت کنند." او اما جرئت نکرده اعتراف کند که اگر این عمل صورت می‌گرفت، شاید خودش نخستین کسی بود که باید به دنبال سوراخ موش می‌گشت
آری چنانچه این اتفاق می‌افتاد با توجه به شوری که روزهای پس از انتخابات ۸۸ در میان مردم وجود داشت، به باور من از جمهوری اسلامی نشانی باقی نمی‌ماند
آقای جنتی! همین الان هم از ترس و وحشت تاثیرگذاری حضور همین آقایان در میان طرفداران‌شان است که آنها را در تاریکی نگه داشته‌اید، و بگذارید بگویم شماها از چه طایفه‌ای هستید
 شماها بزدل‌ترین حاکمان تاریخ معاصر این سرزمین هستید! شماها لوطی تاریکی هستید! شماها از دور واق واق می‌کنید

Thursday, November 21, 2013

هزینه آزادی رهبرانِ در حصر برای رژیم


یکهزار و اندی روز گذشت و هنوز رژیم وقیحانه میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد را بدون هیچ دلیل و مدرک قانونی و بدون هیچ محاکمه در محکمه رسمی، در بند رژیم نگه‌داشته است. آیا حاکمان در یک حساب سود و فایده، به این نتیجه رسیده‌اند که آزادی این سه تن از حصر، در جایی که تا کنون هیچ اعترافی را مبنی بر اشتباه آنها نسبت به وقایع انتخابات نتوانسته‌اند از ایشان اخذ کنند، می تواند هزینه‌ای بس هنگفت برای رژیم داشته باشد در حدی بیش از ادامه حصر! کدام هزینه‌ها رژیم را از آزادی ایشان هراسانده است
یک - در نخستین روزهای آزادی از بند، برای رژیم قابل پیش بینی نیست که چه میزان از مردم با گل و شیرینی برای خیرمقدم گویی به اطراف منزل این رهبران هجوم خواهند آورد. به باور من تعداد غیر قابل کنترل خواهد بود و به نمایشی بزرگ بر علیه خامنه‌ای‌ها و همدستان‌شان منجر خواهد شد
دو - غیر قابل پیش‌بینی بودن اثر اظهار نظر و اعلامیه‌هایی‌ست که از سوی تازه آزادشدگان صادر ‌می‌شود. در این زمینه می‌توان چنین پنداشت که ایشان به عنوان رهبران سیاسی، ساکت نخواهند ماند و خود را محق به اظهار نظر نسبت به اوضاع ماضی و جاری کشور می‌دانند لذا به همین لحاظ واکنش بسیاری از مردم و مطبوعات نسبت به موضوعات مطرح می‌تواند رژیم را به دردسر اندازد
سه - محافظت دائم از جان و اموال ایشان یمی دیگر از دغدغه‌های رژیم است. حاکمان خواه ناخواه درگیر مراقبت از ایشان خواهد شد تا از دست درازی احتمالی گروه‌های خودسر - که گاهی از کنترل نیروهای رسمی رژیم نیز خارج هستند - در امان بمانند
چهار - تماس‌های بین‌المللی، مصاحبه‌های تلفنی، حضور نمایندگان خارجی در محل سکونت ایشان و از این قبیل نیز می تواند برای رژیم پرچالش و پرهزینه باشد
***
آنچه که روشن است، رژیم در رابطه با موضوع حصر و آزادی، در مخمصه‌ای افتاده که در آمدن از آن به آسانی امکان‌پذیر نیست. تاریخ ۲۵ ساله اخیر نشان داده است که حاکمان از سر نابخردی موضوعات مهم سیاسی و اجتماعی را چنان به بیراهه کشاننده‌اند که در حل آن عاجز شده‌اند. نمونه‌های بسیاری را در عرصه‌های داخلی و بین‌المللی می‌توان برشمرد که رژیم بنا بر ساختار سیاسی‌اش و نیز موجودیت گروه‌های فشار و رهبران نادان همان گروه‌ها - که خود رژیم در خلق و پر و بال دادن آنها نقش داشته - به مشکلی برخورده، سپس قادر به مدیریت کارشناسانه آن مشکل نبوده و به هچل افتاده، سپس‌تر برای حل آن در مقاطع گوناگون از سر بی‌بصیرتی فرصت سوزی کرده و سرانجام، برای حل نیم بند آن تن به هزینه هنگفتی داده شده است! از سوی دیگر به باور من فشارها باید به گونه‌ای بر رژیم وارد شود تا آزادی میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد، قبل از حصول هر نتیجه‌ای در مذاکرات هسته ای با ۵+۱ به ثمر رسد، چرا که پس از آن چه نتیجه به کام رهبران شیرین باشد (پر رو تر از گذشته) و چه تلخ (فشار را بر مردم و رهبران در حصر بیشتر خواهند کرد تا صدای مخالفی نسبت به نتیجه مذاکرات از حلق کسی بیرون نیاید) این آزادی به تعویق خواهد افتاد

Thursday, October 31, 2013

خامنه‌ای در پی از بین بردن طبقه متوسط و حکومت بر فقیران


دوباره حرف‌های غیرکارشناسانه از دهان علی خامنه‌ای: "دست کم ۱۵۰ میلیون نفر جمعیت می‌خواهیم". چه باید کرد با چنین طرز تفکری! مگر با منابع محدود مالی کشور، آیا شکم این ۷۵ میلیون را سیر کرده‌اید تا کنون؟ این همه بدبختی و بیچارگی نتیجه همین نوع برخوردهای غیرمسولانه با همه ابعاد زندگی مردم بوده است در این ۳۵ سال و شگفت‌آورتر اینکه هیچ کارشناس و دولتمردی که بسیارشان با این برخورد مخالف هستند، نیز صدایشان درنمی آید! به نظر می رسد که علی خامنه‌ای و امثالهم کشوری با مردمان فقیر را برای حکومت کردن ترجیح می‌دهند! شاید به این باور رسیده‌اند که با از بین بردن طبقه متوسط - که متفکرتر می‌نماید - بر لشکری فقیر - اما به خیال‌شان معتقد به رژیم مذهبی - ساده‌تر بتوان حکومت کرد!؟
 

Saturday, October 12, 2013

کف‌گیر رژیم به ته دیگ خورده: مشتریان زورکی نماز جمعه تهران


کف‌گیر رژیم برای جلب و جذب مجذوبان ولایت و عاشقان نماز جماعت ظاهرا به ته دیگ خورده و برادران ارتشی، نیروی انتظامی و اعضا سپاه پاسداران، شده‌اند از مشتریان پر و پا قرص و پای ثابت نماز جماعت در دانشگاه تهران! عکس‌ها مربوط است به مراسم نماز جمعه ۱۹ مهر ماه ۱۳۹۲ برابر با ۱۱ اکتبر ۲۰۱۳ به امامت احمد خاتمی در دانشگاه تهران، مراسمی که فحاشی به غرب و شعار مرگ بر آمریکا در آن از سر گرفته شد
منبع عکس‌ها: سایت تابناک
http://www.tabnak.ir/fa/news/350654

 


Sunday, September 29, 2013

آقای خامنه‌ای! آیا تاریخ مصرف حسین شریعتمداری به عنوان مشاور دستگاه رهبری رژیم بسر نیآمده است؟


کیهان طی یادداشتی  با عنوان "چه دادیم و چه گرفتیم" (۱) به قلم حسین شریعتمداری، نماینده تام‌الاختیار علی خامنه‌ای در آن روزنامه، به دستآوردهایی سفر روحانی به نیویورک، اشاره کرده و چمدان‌اش را پر از خالی و سفر را بی نتیجه انگاشته است! از این حسین آقا باید پرسید، مگر احمدی‌نژاد با آن همه بوق و کرنا و ده‌ها همراه، طی ۸ سال ریاست جمهوری‌اش که ۸ بار (فکر می‌کنم ۸ بار اگر اشتباه نکنم) به نیویورک سفر کرد، چه دستآوردی به همراه داشت جز خواری و ذلت و بدبختی برای ملت ایران و چند تایی داستان‌های توهم‌آمیز برای اطرافیان و رهبرش
حال باید بررسی کرد آیا حسین شریعتمداری برای هر سفر احمدی‌نژاد هم، چنین با آب و تاب از دست‌آوردهای احمدی‌نژاد جویا شده بود یا همان داستان‌های توهم‌آمیز مانند هاله نور چشمان‌اش را کور کرده بود و به وجدش آورده بود: با وجود امثال حسین شریعتمداری در اطراف دستگاه رهبری جمهوری اسلامی، این مملکت راه به جایی نخواهد برد! آقای خامنه‌ای! آیا تاریخ مصرف حسین شریعتمداری به عنوان مشاور دستگاه رهبری رژیم بسر نیآمده است؟ تا زباله‌دان تاریخ پر نشده، او نیز همانند سعید مرتضوی باید به آنجا رهسپار شود

لینک مطلب کیهان
   http://www.kayhan.ir/920707/2.htm#N200

Thursday, August 22, 2013

اگر مانده بودند؟


  

وزیر جدید اطلاعات ایران درباره ایجاد زمینه برای بازگشت برخی از ایرانیانی که پس از انتخابات مناقشه برانگیز ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ از کشور خارج شده‌اند، وعده‌هایی داده است (به نقل از رسانه‌های داخل و خارج). آقای وزیر! اگر مانده بودند سر از کهریزک در‌می‌آوردند
اگر مانده بودند در محاکمه‌های نمایشی فله‌ای به حبس و تبعید محکوم می‌شدند
اگر مانده بودند مورد تجاوز قرار می‌گرفتند و شاید زیر شکنجه جان می‌باختند
اگر مانده بودند آرزوی دیدار همسر و فرزند، زجرکش‌شان می‌کرد
اگر مانده بودند باید هر لحظه تهدید به انفرادی می‌شدند
اگر مانده بودند شاید از بیماری‌های مشکوک جان می‌سپردند
اگر مانده بودند باید روزی صد بار در سلول‌های انفرادی مزه‌ی مرگ تجربه می‌کردند
اگر مانده بودند باید از حقوق انسانی و اجتماعی و حرفه‌ای محروم می‌شدند
اگر مانده بودند باید فریاد خود در گلو خفه می‌کردند
***
آنهایی که پس از ماجراهای انتخابات ۸۸ از ترس جان، به خارج گریختند، اگر مانده بودند، چه بر سرشان آمده بود!؟ پرسش‌های اساسی پیرامون چنین مانور‌های حقوق بشری و دموکرات‌منشانه و توام با شک و تردید از وزیر اطلاعات دولت تازه مطرح است
یک - آیا بهتر نیست که نخست طرحی دراندازید تا همین‌ها که در داخل گرفتارند، آزاد شوند و سپس به سراغ دوردست‌ها رفت؟
دو - آیا لازم نیست که تکلیف حصر آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی - که بدون برپایی هرگونه محکمه قضایی و محاکمه‌ای، نزدیک به ۴ سال در حصر و رنج هستند - روشن شود؟
سه - آیا صلاح نیست وکلایی که تنها به اتهام دفاع از حقوق کسان بی‌دفاع در حبس و دور از خانه و کاشانه به‌سر می‌برند، به آغوش خانواده بازگردند؟
چهار - آیا ممکن نیست روزنامه‌نگارانی که به اتهام یا به جرم نامه نوشتن به علی خامنه‌ای در زندان و تبعید هستند، آزاد گردند؟
پنج - آیا ضرورت ندارد دانشجویان ستاره‌دار و محروم از تحصیل، بی‌ستاره شوند و به کلاس‌ها بازگردند و استادانی که در ۸ سال گذشته به دلایل واهی بازخرید و بازنشسته گردیدند، کار و شغل خود باز یابند و جامعه علمی و دانشگاهی را بهرمند سازند؟ 
***
پس از روشن شدن تکلیف آنها که ماندند، آنگاه است که می‌توان پیرامون بازگشت آنها که نماندند، گفتگو به میان آورد و تضمین‌ها پیشنهاد کرد و دادِ دادگری سرداد: آقای وزیر! لطفا نقد را بچسبید، نسیه پیشکش  


Saturday, August 10, 2013

درخواست رفع تحریم‌ها: پاک کردن آبرومندانه کثافتکاری‌های رژیم


 نامه‌ی ۵۵ زندانی سیاسی، اگرچه با قصد خیرخواهانه نگاشته شده، بیشتر از آنکه بهبود امور مردم را درپی داشته باشد، به نظر می‌رسد بازگشایی آبرومندانه‌ی گره کوری که بدست علی خامنه‌ای پدید آمده است و پاک‌کردن محترمانه کثافتکاری‌های رژیم را نتیجه خواهد داد! در کشوری که رهبر آن تحریم ها را نعمت می‌داند و آنها را در پیشرفت علمی و رفتن به‌سوی خودکفایی سازنده می‌پندارد و این مساله را بارها در مجامع عمومی ابراز کرده و از سوی دیگر رییس جمهور سابق آن یعنی احمدی‌نژاد این قطعنامه‌ها را کاغذ‌پاره می‌دانسته و تقریبا تمام ریزه‌خواران و پاچه‌خاران حکومتی آنها را بی‌اثر می‌انگاشته‌اند، عده‌ای شده‌ایم کاسه داغ‌تر از آش که وا مصیبتا مُلک و ملت در خطر است و آقای اوباما به داد ما برسید، در جایی که کک حاکمان نمی‌گزد، و همچنان قلدرمابانه از سیاست‌های خرابکارانه خود و دولت احمدی‌نژاد دفاع می‌کنند و نابودی کشور را - با تحریم یا بدون آن -  در دستور کار دارند 

باید از آقای اکبر گنجی که گلوی خود را در گفتگو با بی بی سی پاره می‌کند و در دفاع از نامه ۵۵ زندانی سیاسی، سوزن‌اش گیر کرده و حرف‌های تکراری به خورد خلق‌الله می‌دهد، سوال کرد که مگر آنزمان که تحریم‌ها کمتر از این بود، مردم در خوشبختی زندگی می‌کردند؟ به نظر می‌رسد حافظه کوتاه مدت تاریخی ما و شما کاملا مخدوش شده است و بکلی فراموش کرده‌ایم که در طی ۳۰ ساله گذشته چه بر این مردم رفته است؟ آیا بدبختی ما ملت فقط در اوضاع اقتصادی‌مان خلاصه شده است؟ آیا برداشته شدن تحریم‌ها، فلاکت‌های سیاسی، ناهنجاری‌های اجتماعی و گرفتاری‌های اخلاقی نهادینه شده در تمامی ابعاد زندگی‌مان را نیز ترمیم خواهد کرد؟ برای رفع تنگناهای مهمتر از گرفتاری‌های اقتصادی، دست به دامان کدام دولتمرد خارجی باید شد؟

چرا کسی پیرامون حیف و میل شدن بخش عمده ۸۰۰ میلیارد دلار درآمد ۸ ساله دوران احمدی‌نژاد، یقه علی خامنه‌ای را که مسبب اصلی همه بدبختی‌های امروز ماست، نمی‌گیرد و در برابر زیاده‌خواهی‌های مستمر رهبر، در پیوند با مطالبات به حق مردم دم بر نمی‌آورد؟ آیا اگر مدیریت درست و خردمندی کشور را اداره می کرد، بنیه مالی مملکت علیرغم همه تحریم‌ها، این بود که هست؟ آیا نبود و کمبود دارو به دلیل دستان نابکار اختاپوسی و مافیای حاکم بر اقتصاد ناسالم کشور بوجود نیامده، همانهایی که اجازه یافته‌اند اتومبیل‌های میلیاردی وارد کشور کنند و جیب‌های خود را از سود کلان آن پر کنند؟ آیا ثروت ملت به جای اینکه به جیب امسال سید نصرالله و بشاراسد می‌رفت، نمی‌توانست صرف هزینه‌های اصلی دوران تحریم شود؟

 به باور من، برداشته شدن تحریم‌ها، بدون تنبیه حاکمان بی‌شعور کشورمان، رژیم مرده را زنده کردن است! و به مثابه سوخت تازه‌ای خواهد بود برای ماشین سودجویی زالوهای اقتصادی وابسته به دربار خامنه‌ای و نیز به مانند خون تازه‌ای خواهد بود در رگ‌های جنایتکاران حکومتی برای ادامه جنایات‌شان نسبت به مردم  




Saturday, August 3, 2013

در مراسم تنفیذ: مردم‌سالاری مورد نظر خامنه‌ای یعنی شکنجه، تجاوز، حبس، قتل و تبعید مردم


دقایقی پیش در مراسم تنفیذ ریاست جمهوری حسن روحانی، علی خامنه‌ای بر اصطلاح مردم سالاری دینی یا اسلامی چندین بار تاکید و تکیه کرد. طبق شواهد چند دهه گذشته که جمهوری اسلامی حاکم شدن بر سرنوشت مردم را به عهده گرفته بویژه سال های حکومت علی خامنه‌ای، ثابت شده است که مردم سالاری مورد نظر خامنه‌ای یعنی زیر گرفتن مردم در خیابان، شکنجه جوانان و تجاوز به آنها در بازداشتگاه‌ها، حمله به خوابگاه دانشجویان و قتل و غارت آنها، حبس، تبعید و حصر فعالان اجتماعی و سیاسی، قتل آزادی‌خواهان و نویسندگان و زندانیان و نهایتا پشتیبانی و حمایت از متجاوزین به حقوق مردم



Monday, July 15, 2013

آقای خامنه‌ای! "شعارهای انقلابی" کیلویی چند؟


در خبرها آمده است که روز یکشنبه "آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران، در آخرین دیداری که با هیات دولت محمود احمدی‌نژاد داشت از پر کاری او و همکارانش تقدیر کرد. آیت‌الله خامنه‌ای همچنین بیان "شعارهای انقلابی" را از جمله کارهای بزرگ دولت دانست" - به نقل از بی بی سی فارسی
از سوی دیگر در همین روز حسن روحانی در گزارشی به مجلس اعلام کرد که کشور در دو سال اخیر رشد منفی داشته است و مشاوران نزدیک به او آنقدر اوضاع را بحرانی ترسیم کرده‌اند (تورم بالای ۴۰ درصد) که مشخص نیست چگونه می‌توان وضعیت کشور را در ابتدا به نقطه صفر و سپس رو به بهبود گرداند
به نظر می‌رسد علی خامنه‌ای هنوز متنبه نشده و دست از نابخردی و بی‌بصیرتی خود بر نمی‌دارد. دولت «نزدیک به نظر او» کشور را به قهقرا کشانده و وی از پشتیبانی از احمد‌ی نژاد دست بردار نیست. بیان «شعارهای انقلابی» به چه درد این مردم فلک‌زده می‌خورد!؟ کشور در ورطه ورشکستگی و سقوط دست و پا می‌زند و رهبر از عملکرد قرون وسطایی دولت دفاع می‌کند! وضعیت نابسامان جامعه از منظر اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و نیز اوضاع ارتباطی با جامعه بین‌الملل همه‌گی تحت سیاست‌های داهیانه رهبر و با دستان همین دولت به چنین جایی رسیده است
به باور من این نوع حمایت‌ها و باج دادن ها از سه حالت خارج نیست: یکم - نشان از نقطه ضعف‌های خامنه‌ای در نزد احمدی‌نژاد دارد. دوم - خامنه‌ای خود را به کوچه علی چپ زده است و مردم را نادان فرض می‌کند. سوم - او مَشاعرش را کاملا از دست داده و اساسا در باغ نیست! از قدیم چه بامعنا گفته‌اند که سواره از پیاده خبر ندارد و سیر از گُرسنه: آقای خامنه‌ای، "شعارهای انقلابی" کیلویی چند؟

Friday, July 5, 2013

درسی از اوضاع مصر: انحصار‌طلبی به انقلاب یا به کودتا منتهی می‌شود


آنچه که در مصر اتفاق افتاد (برکناری مرسی توسط ارتش) که به زعم بسیاری واقعه مسرت‌بخشی بود و به گمان دیگرانی، رخداد اسف‌انگیزی برشمرده شد، ناشی از ترجیح آقای مرسی بر تفوق منافع گروهی - مقصود منافع اخوان‌المسلمین یا به عبارت فراگیر‌تر منافع بخشی از مسلمانان - بر منافع ملی بود، که سبب نارضایتی جماعتی شد و همین امر بهانه‌ای داد به دست فرماندهان ارتش و کودتاگونه‌ای شکل گرفت و نتیجه‌اش برکناری آقای مرسی گردید که چندی پیش با رای اکثریت به ریاست جمهوری مصر برگزیده شده بود
ما هنوز نمی‌دانیم که آیا این تغییر در جهت منافع ملت مصر است یا نه و شاید چندان برای خیلی از ما مهم نباشد که عاقبت کار چه می‌شود، اما آنچه که مسلم است می‌تواند آینه تمام نمایی باشد برای رهبران فعلی جامعه خودمان و نیز آن‌هایی که دارند خود را آماده می‌کنند - از هر طیف و گروه - تا شاید در آینده و در اثر شرایط دموکراتیکی که بر فضای کشور حاکم خواهد شد، صحنه گردان مدیریت کشور شوند
در کشور ما ایران که تنوع مذهب، قومیت، جهان‌بینی و ... بسیار ملموس و مشهود است، باید یاد بگیریم که انحصار‌طلبی به انقلاب یا کودتا منتهی می‌شود 
*
پ . ش
در اینجا ذکر کامنت بهنام عزیز در زیر لینک بی‌نام گرامی (هردو از کاربران بالاترین) که بسیار پر محتوا و با پرسش‌های به‌هنگام، می‌نماید، خالی از لطف نیست و می‌توان از آن نیز بسیار آموخت

توضیح دموکراسی کلاً کمی مشکل است
اگر کمتر از نصف مردم در انتخابات شرکت کنند تکلیف چیست؟ تنها 45 درصد مصریان در انتخابات شرکت کردند و مرسی حدود 51 درصد رآی آورد
اگر دولت بر آمده از دموکراسی دیکتاتوری پیشه کند تکلیف چیست؟ نمونه های آن بیشمار است
اگر مردم به دولت غیر دموکرات رأی دهند تکلیف چیست؟ مانند فاشیسم در ایتالیا
اگر بر اساس شواهد و قرائن رأی اکثریت مردم قبل از رسیدن به انتخابات بعدی عوض شد، به ویژه به دلیل عملکرد مستبدانه دولت تکلیف چیست. (مورد فعلی در مصر)؟ و آیا می توان با زور (روش غیر دموکراتیک) دولت مستبد را سرنگون کرد و دموکراسی ایجاد کرد؟ (البته از نظر اخلاقی و حقوقی, نه از نظر عملی)؟ 
 

Sunday, June 16, 2013

حسین شریعتمداری و مصباح یزدی دو بازنده اصلی انتخابات ۹۲


در پی انتخاب حسن روحانی به عنوان رییس جمهور این دوره، آن دو تنی که بیش از سایرین قهوه‌ای شدند یکی حسین شریعتمداری بود و دیگری مصباح یزدی
حسین شریعتمداری استراتژیست بیت رهبری و نماینده علی خامنه‌ای در روزنامه کیهان که طی ۴ سال گذشته بیش از سایرین مرده و زنده اصلاح‌طلبان، کارگزاران، مشارکتی‌ها و اعضا مجاهدین انقلاب اسلامی را می‌جنباند و از رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی بیش از سایر نوکران خامنه‌ای ابراز خوشحالی می‌کرد و نیز از ابراز هرگونه دشنامی به محمد خاتمی دریغ نمی‌کرد، به نظر می‌رسد تا مدتی باید خفه‌خون بگیرد و از تحلیل‌های آبکی امنیتی دست کشد
مصباح یزدی شاید در میان تمامی سرسپردگان و درباریان بیت، بیش از سایر آخوندها، باید خود را برای چندی از انظار عمومی پنهان کند. او که خود را پدر خوانده بسیاری از دست در کاران حکومت می‌پندارد، تره‌ای برایش خرد نگردید و نماینده‌اش نه تنها رقیب اصلی حسن روحانی نبود که در میان نامزدهای انتخاباتی رای خیره‌کننده‌ای نیاورد و پایین‌های جدول ظاهر شد، سنگ روی یخ شد
 

Thursday, June 13, 2013

ترس خامنه‌ای از سرنگونی رژیم است یا به‌خاطر بر باد شدن کشور؟


سرانجام پس از ۴ سال التماسِ خامنه‌ای را دیدیم! او در گفتار بی‌سابقه‌ای از مخالفان جمهوری اسلامی خواسته است به بهانه مثلا حفظ کشور در انتخابات شرکت کنند! کشوری که همو و همدستان‌اش آنرا به مرز نیستی و سقوط کشانده‌اند! آیا این همان رویکردی‌ نیست که او می‌توانست در نماز جمعه معروف پس از انتخابات ۸۸ از خود بروز دهد تا از خساراتی که به جوانان کشور و به تمامی ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مُلک و ملت طی چند ماه پس از انتخابات وارد شد، جلوگیری کند و فضای سیاسی کشور را به کثافت نکشاند؟

در شرایطی که هنوز تعداد بیشماری از فعالان سیاسی و اجتماعی در تبعید و زندان‌ها هستند، رهبران داخلی جنبش ۸۸ در حصر بسر می‌برند، عده‌ای از دانشجویان از ادامه تحصیل محروم شده‌اند، داغدارانی هنوز به خواسته‌های خود دست نیافته‌اند، مسببان شکنجه، تجاوز و کشتار رخدادهای پس از انتخابات به سزای اعمال‌شان نرسیده‌اند، آیا چنین به نظر نمی‌رسد که او هنوز در نقش موش مرده خود را می نمایاند؟

به باور من اما، علی خامنه‌ای فهمیده است که به دقیقه ۹۰ بازی رسیده و باید بازی را با سرشکستگی به ملت واگذار کند! او تمام فرصت‌های اصلاح شدن را سوزانده‌ و نیز نیک دریافته که این ملت هرگز دوباره فریب‌‌اش را نخواهد خورد. از سوی دیگر از شواهد چنین بر‌می‌آید که جامعه جهانی نیز از برخورهای نابخردانه او در یاری به حل مسائل منطقه و جهانی به ستوه آمده و به یقین مخالفان رژیم را مورد حمایت قرار خواهد داد! آری احساس خطر او از سرنگونی رژیم است و نه به‌خاطر بر باد شدن کشور