Showing posts with label زنان. Show all posts
Showing posts with label زنان. Show all posts

Wednesday, September 14, 2011

ای مرده شوی این رژیم را ببرند که به نسرین ستوده این بانوی فداکار و خانواده‌اش نیز رحم نکرد


در خبرها آمده است که : نسرین ستوده وکیل پایه یک دادگستری از سوی شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر به شش سال حبس و ۱۰ سال محرومیت از وکالت محکوم شد. بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز گذشته رای شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر استان تهران به مینا جعفری یکی از وکلای نسرین ستوده ابلاغ شد. بر اساس حکم صادره نسرین ستوده از سوی این شعبه به شش سال زندان و ۱۰ سال محرومیت از وکالت محکوم شده است
***
متاسفانه این رژیم بد ذات به این بانوی فداکار که مادری مهربان و همسری دلسوز است نیز رحم نکرد. چه باید گفت و چه باید کرد. ما مردم بسیار مقصریم که چنین شخصیت‌هایی با این چنین .یژگی‌هایی باید اسیر بند این دژخیمان شوند! آری ما مقصریم که در میانه‌ی راه رهبران خود را رها کردیم! زیدآبادی‌ها، ستوده‌ها، سحرخیزها، صابرها ... موسوی و کروبی چرا باید به چنین سرنوشتی دچار شوند؟ اساسا سوال اینست که آیا آنها در راهی بجز سربلندی مُلک و ملت گام برداشتند؟ ای! مرده‌شوی چنین رژیمی را ببرند که چنین با قساوت حکم می‌راند. بانو ستوده همواره در جهت خدمت به درماندگان گام برداشته و در این عرصه هیچ کم نگذاشته است: آقای خامنه‌ای این حکم  به کدامین گناه صادر شده است؟ باید شرم‌سارانه به این سوال پاسخ دهید

Tuesday, September 13, 2011

رژیم ضد ‌قانون، وکلا را دوست ندارد! - آیا نباید از بی‌دفاع، دفاع کرد؟


درپی دستگیری عبدالفتاح سلطانی، به نظر می‌رسد دایره‌ی آزادی‌های فردی و اجتماعی روز بروز بر وکلای مستقل که وکالت متهمان سیاسی را بر عهده داشته‌اند، تنگ‌تر می‌شود، در جایی که مشخص شده است، رژیم قصد جدی ندارد، با تاراج‌کنندگان ثروت ملت و اختلاس کنندگان گنده، برخورد کند. بد نیست یاد‌آوری شود که بارها از خامنه‌ای گرفته تا احمدی‌نژاد و برادران لاریجانی تا دیگرانی که بر سر سفره رنگین بیت رهبری نشسته‌اند، ایران را آزادترین کشور جهان اعلام کرده‌اند. امروز دوباره احمدی‌نژاد وقیحانه اعلام کرده است که:«کسی که به آزادی معتقد نباشد، انتقادپذیر نیست» در حالی که همین امروز، دادستان دولت‌آبادی اعلام کرده: «تبلیغ در ماهواره ممنوع است». آزادی‌ای که احمدی‌نژاد و خامنه‌ای از آن گفتگو می‌کنند از جنس دیگریست و برای هزار فامیل دوره‌ی جمهوری اسلامی صادق است که هر غلطی می‌خواهند، می‌کنند. در جایی که وکلای متعهد و صدها مثل اینها بهترین دوران زندگی خود را در زندان‌های رژیم سپری می‌کنند، احمدی نژاد بازی همیشگی‌اش را تکرار می‌کند و خبر از آزادی آمریکایی‌های دربندی را می‌دهد که دستگیری آنها با حرف و حدیث همراه بود و به آنها اتهام جاسوسی چسبانده شده بود. با هم نگاه می‌کنیم به اسامی تعدادی از وکلای دادگستری که به سبب داشتن وکالت آزادیخواهان و فعالان سیاسی، که یا دوران زندان را به پایان رسانده‌اند ویا هنوز در بازداشت و زندان بسر می‌برند و یکی از احکام صادره که تقریبا وجه مشترک همه‌ی احکام است محرومیت‌های طولانی مدت برای ادامه کار وکالت است: رژیم ضد ‌قانون، وکلا را دوست ندارد
  دستگیری ناصر زرافشان، نسرین ستوده، محمد اولیایی‌فر، محمد سیف‌زاده، مائده قادری، خلیل بهرامیان، قاسم شعله سعدی، عبدالفتاح سلطانی و فراری شدن شادی صدر و محمد مصطفایی و نیز بازداشت دهها تن از وکلای دراویش، وکلای روزنامه‌نگاران، وکلای مقتولان قتل‌های زنجیره‌ای، وکلای دانشجویان. همه و همه نشانه‌هایی از حکمرانی بی‌قانونی یا همان «آزادی» مورد گفتگوی سران رژیم است. مگر جرم این وکلا چیزی غیر از دفاع از بی دفاع بوده است؟  نباید از بی‌دفاع، دفاع کرد؟

Saturday, September 3, 2011

دو عکس از «مُتل قو» و «بِرِیم آبادان» - سال‌های قبل از انقلاب ۱۳۵۷

متل قو - قبل از انقلاب ۱۳۵۷

منطقه بِرِیم آبادان - قبل از انقلاب ۱۳۵۷

Friday, August 19, 2011

دانشجو و استاد در زندان -- چاقوکش و لات در دانشگاه


به حوادث روزهای پس از انتخابات ۸۸ فکر می‌کردم که همه روزه گروه گروه دانشجویان عزیز و استادان گرامی دانشگاه‌ها را با ضرب و شتم دستگیر می‌کردند و به زندان می‌انداختند و از سوی دیگر هر چه اوباش و چاقوکش بود با کارت‌های جعلی و تحت عناوین بسیج دانشجویی، روانه دانشگاه‌ها می‌شدند تا هم سالن‌های سخنرانی‌ را پر از «خودی»ها کنند که مبادا جوانان طرفدار جنبش، قادر شوند خود را بنمایانند و اعتراضی به سخنران حکومتی کنند و هم رعب و وحشت ایجاد کنند و دانشجویان و استادان را از هر گونه اعتراض مسالمت‌آمیز و متمدنانه جلوگیرند. اما بیادم آمد همین روزهای قبل و بعد ۲۵ بهمن سال ۸۹ بود که دوباره بگیر بگیرها شروع شد. شبی نبود که به درِ دهها خانه هجوم نبرند و دانشجویانی را دستگیر نکنند و روزی نبود که اوباشان حکومتی را به دانشگاه‌ها گسیل ندهند به بهانه‌های دفن شهدا و جلوگیری از مراسم تشییع جنازه شهدای دانشجو و مصادره جنازه شهدای جنبش از جمله شهید جنبش، صانع ژاله. براستی چگونه است که رژیم خودکامه، اینقدر از طبقه تحصیلکرده اعم از دانشجو و دانش‌آموخته وحشت دارد و هر از گاهی، به دلایل واهی، اهالی علم را راهی بازداشتگاه و زندان می‌کند و اوباش را راهی محیط‌های آموزشی. هیچگاه حوادث ۱۸ تیر ۱۳۷۸ و ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ از یادمان نخواهد رفت که خوابگاه‌های دانشجویی در تهران و نیز همزمان خوابگا‌ه‌های دانشجویی در شهرستان‌ها به جولانگاه دژخیمان تبدیل شده بود و خون‌ها ریخته شد. براستی جای زندان و دانشگاه عوض نشده است؟ زندانها پراز دانشجو و استاد و دانشگاه‌ها محل تجمع و پرسه‌ی جنایتکاران و قمه‌کشان و اراذل و اوباش

بنگرید به چهره‌های دانشجو‌نما‌هایی که مراسم تشییع جنازه صانع ژاله را در ۲۷ بهمن ماه ۱۳۸۹ مصادره کردند


Saturday, August 6, 2011

به‌دستور خامنه‌ای کشورما به روزنامه‌نگار نیاز ندارد: زنده‌باد واپسگرایی

در ‌خبر‌ها آمده است که ۱۳ رشته ازمیان رشته‌های دانشگاهی از جمله روزنامه‌نگاری حذف شد، موضوعی که از بعد از تهدید خامنه‌ای به تغییر محتوای دروس انسانی دانشگاه‌ها، قابل پیش‌بینی بود و خوب خامنه‌ای هم دلایل خاص خودش را دارد، به‌ویژه رشته روزنامه‌نگاری که می‌توان از منظر او دلایلش را برای چنین تصمیمی به‌شرح زیر برشمرد

اول - روزنامه‌نگار فضول است
دوم - روزنامه‌نگار آشوب‌طلب است
سوم - روزنامه‌نگار زیر بار حرف زور نمی‌رود
چهارم - روزنامه‌نگار نمی‌ترسد
پنجم - روزنامه‌نگار تیزبین است
ششم - روزنامه‌نگار تقلب‌های انتخاباتی را برملا می‌کند
هفتم - روزنامه‌نگار وب‌لاگ درست می‌کند
هشتم - روزنامه‌نگار با رادیو و تلویزیون‌های بیگانه مصاحبه می‌کند
نهم - روزنامه نگار دزدی‌های حکومتیان را افشا می‌کند
دهم - روزنامه‌نگار گزارش‌های تصویری از ضرب و شتم مردم توسط حکومت به دنیا مخابره می‌کند
یازدهم - روزنامه‌نگار نامه سرگشاده به رهبر می‌نویسد
دوازدهم - روزنامه نگار بازجو را قانع می‌کند که حکومت به‌راه خطا و نادرستی می‌رود
سیزدهم - روزنامه‌نگار سوالات بی‌جا از رییس جمهور می‌کند
چهار‌دهم - روزنامه‌نگار وقتی به خارج می‌رود به او جایزه آزادی‌خواهی اعطا می‌شود
پانزدهم - روزنامه‌نگار اسلحه‌ای جز قلم ندارد و دائم می‌نویسد
شانزدهم - روزنامه‌نگار حساب‌های بانکی مشکوک آقایان و آقازاده‌هایشان که در خارج از کشور باز شده است را افشا می‌کند
هفدهم - روزنامه‌نگار از حقوق اساسی مردم در برابر حکومت‌های ظلم و جور دفاع می‌کند
هجدهم - روزنامه‌نگار دروغ‌ها و آمار فریبکارانه رییس دولت را روی دایره می‌ریزد
نوزدهم - روزنامه‌نگار در روزنامه‌های زنجیره‌ای کار می‌کند
بیستم - روزنامه‌نگار در زندان هم درس‌ می‌دهد و هم آبدیده می‌شود
بیست‌و یکم -  مردم روزنامه‌نگار را بیشتر از حاکمان و امامان جمعه دوست دارند
بیست‌و دوم - روزنامه‌نگار دیکتاتور و سانسور را دوست ندارد


***

 به‌دستور خامنه‌ای کشورما روزنامه‌نگار نیاز ندارد: زنده‌باد واپسگرایی 

Thursday, June 30, 2011

کودکی که بر دستان کوچکش دستبند زده‌اند: گناهکار آیا رژیم جمهوری اسلامی نیست؟

در خبرها آمده بود که اعضاء باند سرقت و زورگیری صبح چهارشنبه در مشهد دستگیر شدند. اما در میان دستگیرشدگان کودکی دیده می‌شود که بجای گرفتن مداد و دفتر مشق بر دست، به دستان کوچکش دستبند زده‌اند و بجای اینکه به مدرسه برود و با بازی‌های کودکانه‌اش سرگرم باشد، راهی زندان خواهد شد. هزاران از این‌دست در گوشه و کنار کشورمان ایران به مدیریت حاکمان جمهوری اسلامی دارد اتفاق می‌افتد، حاکمانی که ۳۳ سال است وعده و نوید مدینه فاضله می‌دهند و رویای مدیریت جهانی در سر می‌پرورانند و ادعای‌شان برای اداره کردن دنیا گوش فلک را پاره کرده است

 

Thursday, June 2, 2011

نمایندگان خامنه‌ای برای عرض تسلیت «خدمت» هاله سحابی رسیدند:خامنه‌ای نه قابل اعتماد است و نه قابل بخشش

پرونده خامنه‌ای مدتهاست که قطور شده و با جنایتی که امروز به دست ایادی او صورت گرفت - قتل هاله سحابی هنگام تشییع جنازه پدرش مرحوم مهندس عزت‌الله سحابی - مشخص شد که بحث عفو و بخشش او توسط ملت بکلی منتفی است، اگرچه این موضوع از همان نماز جمعه معروف که در خرداد ۸۸ انجام شد و طی آن خامنه‌ای فرمان آتش به سوی مردم بی‌گناه را صادر کرد، کاملا آشکار بود. دستان او از خون مردم بی‌گناه، چنان رنگ قرمز به خود گرفته که با هیچ آبی پاک نمی‌شود

خامنه‌ای حق رفاقت را در مورد هم‌سنگر قدیمی خود مهندس سحابی، خیلی خوب ادا کرد و اگرچه برای عرض تسلیت در مراسم او شرکت نکرد، اما نمایندگانش، به نیابت از سوی او به «خدمت» دختر مهندس یعنی هاله سحابی رسیدند

برای یادآوری دوستانی که هنوز به اصلاح حکومت و گفتگو و بخشش و مسامحه دل بسته‌اند اسامی کشته‌شدگان جنبش را - تا آنجا که مستندات آن وجود دارد و نیز حافظه یاری می‌کند - که از بهترین و خالص‌ترین بچه‌های این مرز و بوم به حساب می‌آمدند، را بر‌می‌شماریم، شاید این تعداد معدود اهل عفو، به خودآیند و آخرین کورسوی امید به آشتی را از دل و ذهنشان بزدایند، تا همسویی همه نیروها، قوت و قدرت جنبش را صد چندان کرده، باشد تا دیکتاتور بزودی از جا برکنده شود 

محمد كامرانی - حسين طهماسبی - ناصر امير نژاد - اشكان سهرابی - كيانوش آسا - مهدی كرمی - احمد نعيم آبادی - مصطفی غنيان - ندا آقا سلطان - سهراب اعرابی - بهمن جنابی - مسعود هاشم زاده - يعقوب بروايه - پريسا كلی - فاطمه براتی – كسری شرفی – كامبيز شعاعی – محسن ايمانی – مبينا احترامی - شلر خضری - امير طوفانپور - حميد مداح شورچه - جعفر بروايه - محمد حسين برزگر - سيد رضا طباطبايی - ايمان هاشمی - محسن حدادی - محمد نيكزادی - واحد اكبری - ابوالفضل عبدالهی - فاطمه رجب پور - داوود صدری – كاوه عليپور – فرزاد هشتی – امير كويری – محسن ايمانی – سعيد عباسی- بهزاد قهرمانی - علی فتحعلیان - لطفعلی یوسفیان - هاله سحابی 

به فهرست شهدای بالا، باید اضافه کنیم اسامی خیلی از کسانی را که پس از بقتل رسیدن، به صورت ناشناس، دفن شده‌اند و همه ما می‌دانیم، تعداد زیادی نیز به بهانه‌های واهی و خارج از چارچوب رویه‌های قضایی، اعدام گردیدند

همچنین داریم بی‌شمار یارانی که دربند هستند و به‌زعم حکومت قرار نیست، به این زودی‌ها آزاد شوند. اما دیکتاتور بدان! که ملت شکیبایی‌اش را از دست داده و تاب ادامه این وضعیت را ندارد

***

در پایان این سخن، روشن است که تمامی فعالان سیاسی و آزادیخواهان باید هر چه سریع‌تر مواضع خود را در قبال این جنایت، به‌گونه‌ای شفاف ابراز و به آگاهی عموم ملت ایران برسانند. بدیهی است فقط اعلام تسلیت به خانواده سحابی کافی نیست، اگرچه لازم است

Wednesday, June 1, 2011

مرگ بر رژیمی که هاله سحابی را نیز بقتل رساند! انتقام خون او را در همین خردادماه می‌گیریم

هاله و عزت‌الله سحابی - عکس آرشیوی: برگرفته از سایت جرس

در خبری که در سایت جرس انتشار یافت اعلام گردید: هاله سحابی که صبح امروز در صف جلو تشییع کنندگان پیکر مهندس سحابی به رفتار خشونت آمیز نیروهای امنیتی و لباس شخصی اعتراض کرد و مورد حمله آنان قرار گرفت. در ادامه گزارش به نقل از یکی از شاهدان عینی آمده است که ماموران مانع طی مسیر برای تشییع جنازه می شده اند. هاله سحابی که دسته گلی بدست داشته و جلوی همه حرکت می کرده با ممانعت ماموران مواجه می شود. ولی او می گوید باید از همین مسیر تشییع جنازه صورت گیرد. با مقاومت او ماموران به شدت اورا مضروب می کنند و با لگد به سینه اش می کوبند .او بیهوش می افتد. تازه‌ترین گزارشات حاکی است که هاله سحابی به بیمارستان محلی منتقل می شود؛ اما متاسفانه معالجات بی حاصل مانده، و دختر ارشد مهندس سحابی به شهادت می رسد
روحش شاد و نامش زنده و جاودان باد
***
مرگ بر رژیمی که هاله سحابی را در تشییع جنازه پدرش بقتل رساند. مردم انتقام خون او را در همین خرداد ماه می‌گیرند! آقای خامنه‌ای! با این برنامه‌ای که تو امروز راه انداختی، و دستوراتی که از بیت تو صادر شد، حکم برکناری و محاکمه خود را امضا کردی. بدان و آگاه باش که فردا، ملت بهانه «تن علیل» و موش مرده بازی‌ات را دیگر نخواهند پذیرفت همانطور که در جریانات پس از انتخابات نپذیرفت! بدون تردید ثابت کردی که نه قابل اعتمادی و نه قابل مذاکره. ملت هرگز ترا عفو نخواهد کرد، اما از اینجای این نوشته، روی سخنم با آن کسانی است ‌که به عنوان عاملان این قتل فجیع دست‌شان به خون آلوده شده است، ای جنایتکاران پست‌فطرت! شما هرگز آسوده نخواهید بود، چرا که بزودی هویت‌تان آشکار خواهد شد و تاوان سنگینی را در دادگاه ملت پس خواهید داد

Monday, May 2, 2011

تصویردیده نشده‌‌ی اسامه بن‌لادن درمیان خانواده‌اش درسال ۱۹۷۱ - سوئد



بن لادن همراه خانواده اش در سفری به سوئد در سال ۱۹۷۱. اسامه بن لادن در اين عکس با دايره مشخص شده است
برگرفته از سایت رادیو فردا

Tuesday, March 15, 2011

امشب، شب چهارشنبه‌سوری: زور فتوای خامنه‌ای بیشتر است یا زور ملت؟


علی خامنه‌ای مراسم چهارشنبه سوری را مراسمی بدون مبنای شرعی خواند و بر لزوم اجتناب از آن تاکید کرد. منبع: سایت جرس – ۲۳ اسفند ۱۳۸۸
مكارم شيرازی در پاسخ به استفتاء شنوندگان برنامه زمزم احكام راديو معارف، اعمالي كه در چهارشنبه سوري انجام مي گيرد، را حرام دانست. به نقل از سایت تابناک - ۲۱ اسفند ۱۳۸۹  
مرتضی مطهری چهارشنبه سوری را از آن «احمق‌ها» می‌دانست. به نقل از ویکیپدیای فارسی

***

آقایان، آیین‌ای را تقبیح کرده‌اند  که به قدمت تاریخ ایران توسط ایرانیان بزرگ داشته شده است و همه یا شنیده‌ایم و یا شاهد بوده‌ایم که طی ۳۲ سال گذشته هیچیک از مراسم دینی وعزای مذهبی نیز در میزان شادی مردم برای گرامیداشت مقدم بهار و جشن نوپوشی طبیعت، در چنین روزی، اثری نداشته است

اگرچه اجرای هر چه با شکوه‌ترآن طی سالهای بعد از انقلاب به نوعی دهن‌کجی مردم به اصرار حکومتیان در مخدوش کردن آن و زدودنش از تقویم بوده است، اما چهار‌شنبه‌سوری امسال تفاوت برجسته‌ای با سالهای پیشین دارد و آن درهمزمانی این آیین ملی است با استمراراعتراضات ملت نسبت به حکومت، حکومتی که طی دو سال گذشته بویژه یکماه اخیر بگونه‌ای نخواسته است، «نه» بزرگ ملت را به زمامداران حکومت بویژه راس همه آنها یعنی علی خامنه‌ای، ببیند و بشنود وهمواره سعی کرده است بگونه‌ای با دروغ پردازی و مغلطه پراکنی جلوه این اعتراضات را کمرنگ بنماید، اما امشب شبی نیست که آنها بتوانند خود را به نشنیدن بزنند، چرا که صدای شکستن استخوان‌هایشان درپایکوبی استوارانه پیر و جوان و زن و مرد، گوش فلک را کر خواهد کرد

با وجود تنگدستی و سفره‌های خالی ملت به لحاظ چپاول ثروت مردم توسط زمامداران و ضعف و بیسوادی مدیران اجرایی کشور از یکسو و به‌رغم سوگوار بودن هموطنان‌مان در از دست دادن بهترین جوانان وطن در مبارزه با رژیم اهریمنی جمهوری اسلامی و همچنین دوری مبارزان در بند و زندانی از خانواده‌هایشان در شبهای پایانی سال، اما ما ملت سلحشورانه راه آزادی‌خواهی را همچنان ادامه می‌دهیم. امشب با تسخیر خیابان‌ها و محله‌ها توسط مردم، معلوم می‌شود که قدرت ملت در اعتراض به خودکامه و خودکامگی چه میزان است! امشب شبی است که میزان اثر فتوای مجتهد و مرجع خودخوانده علی خامنه‌ای و سایر مراجعی که مراسم ملی مردم را به سخره می‌گیرند، در نهی مردم از برگزاری شب چهار‌شنبه‌سوری، برای همگان روشن و مشخص خواهد شد! آری امشب شفاف‌ترازدیگر شبها، می‌شود فهمید که فارغ از هر نوع دین و مذهب و حکومتی که داریم، چه اندازه ایرانی‌ایم و در چه ابعادی آیین ملی کشورمان را پاس می‌داریم: با فتوا یا بدون فتوا

Friday, February 25, 2011

خانم شیرین عبادی! از دبیرکل سازمان ملل بخواهید تا با موسوی و کروبی ملاقات کند


همانطور که آگاه هستید علاالدين بروجردی رييس کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس در مصاحبه‌ای با یک روزنامه ایتالیایی مساله حصر آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی را صراحتا تکذیب کرده است و گفته است که:  «اینطور نیست. این افراد دارای اسکورت هستند. در عین حال مرتکب اقداماتی خلاف قانون، مانند ترتیب دادن تظاهرات فاقد مجوز، شده‌اند و به همین دلیل امکان دارد مورد پیگرد قانونی قرار بگیرند.». اینک فرصت گرانبهایی پیش آمده تا دروغگویی‌های نظام در حال سقوط مستقر در ایران و نمایندگان دغل و مکار آن را بیش از پیش در محافل بین‌المللی رسوا کنیم 

خانم شیرین عبادی! با توجه به اینکه شما در محافل سازمان ملل در رفت و آمد هستید و ظاهرا از طریق شما فرصتی وجود دارد که می‌شود به دبیرکل سازمان ملل دسترسی داشت، لطفا از قول ملت در بند ایران از وی بخواهید، تا رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی را وادارد، ترتیب یک ملاقات با رهبران در حصر جنبش را با ایشان و یا نمایندگان ایشان بدهد. به باور من شما در گذشته نیز ثابت کرده‌اید که در حد توانتان چیزی درراه ملت و میهن کم نگذاشته‌اید ودر روند افشای رفتارهای ددمنشانه رژیم بویژه آن بخش که مسایل دفاع از حقوق بشر را احاطه می‌کرده و جزو حیطه تخصصی شما بوده را بخوبی عهده‌دار بوده‌اید

آیا محاصره منازل این‌دو رهبر جنبش و جلوگیری از دستیابی به ساده‌ترین و ابتدایی‌ترین حقوق شهروندی، مشمول مسایل حقوق بشری نمی‌شود؟ براستی سوال اینست که طبق چه قانون و در چه دادگاهی، حکم این‌دسته ازفشارهای غیرانسانی به این دو خانواده صادر شده‌ است؟

     خانم شیرین عبادی، همراه شو عزیز! تا دیر نشده است از بروز یک فاجعه انسانی جلوگیری کنید و ملتی را از التهاب و نگرانی برهانید 

   

Monday, February 21, 2011

به این عکس بنگرید: چنین حکومتی، تا کی می‌تواند سر پا بماند؟


یکی از عابران پیاده، در یکی از روزهای راهپیمایی مخالفان، تا قبل از حمله  دژخیمان حکومت، به نظاره رخدادها، ایستاده بوده و اینک اینچنین از پای در‌آمده است! بر دست‌های هنرمندان گمنام کشور‌مان باید بوسه زد، که اینچنین، لحظه‌ها را برای ثبت در تاریخ ربوده‌اند


منبع عکس:‌ سایت خبری - تحلیلی امروز

Monday, February 7, 2011

خبر دیدار همسر احمدی‌نژاد و همسر مبارک با دست‌پاچگی گسترده‌ای توسط حکومت تکذیب شد


 ظاهرا یکی از میهمانان برنامه زنده و پر مخاطب تلویزیونی ”دیروز امروز فردا"، دیدار و ملاقات همسر رییس جمهور ایران با همسر رییس جمهور مصر را در همین برنامه افشا کرده بود که طولی نکشید، مسولان برای جلوگیری از آبروریزی به تکاپو افتاده و سرانجام معاونت ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رییس جمهور سریعا تکذیبه‌ای را منتشر کرد. درهمین ارتباط تمامی سایت‌های وابسته به حکومت طی چند ساعت گذشته و بسرعت بیانیه‌ی منتشره را انتشار داده و هرگونه ملاقات بین همسر احمدی‌نژاد و همسر مبارک را تکذیب کردند! یکی از کاربران نازنین بالاترین، لحظاتی پیش لینک عکس ملاقات که در ایتالیا انجام شده است، را ارسال فرمودند: لینک مربوطه
تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیز‌ها


Sunday, January 30, 2011

قتل، تجاوز و اعدام توسط رژیم خونخوار: از زهرا کاظمی و زهرا بنی‌یعقوب تا زهرا بهرامی


کیهان در شماره روز یکشنبه ۱۰ بهمن می‌نویسد: " يك قاچاقچي مواد مخدر به نام زهرا بهرامي فرزند علي به اتهام فروش و نگهداري مواد مخدر، سحرگاه روز شنبه به دار مجازات آويخته شد. به گزارش پايگاه اطلاع رساني دادستاني تهران، محكوم عليها ياد شده عضو يك باند بين المللي ترانزيت مواد مخدر بود كه با همكاري رابط هلندي خود، از آن كشور كوكائين به ايران قاچاق مي كرد و به واسطه مشاركت با اين باند، طي دو مرحله كوكائين به داخل كشور منتقل و توزيع شده بود...با انتشار اين خبر از سوي دادستاني تهران، برخي از رسانه ها و سايت هاي غربي و ضدانقلاب در اقدامي هماهنگ و ناشيانه سعي داشتند رنگ و بوي حقوق بشري و سياسي به موضوع بدهند. در همين حال، شبكه تلويزيوني يورونيوز مدعي شد كه اتهام قاچاق مواد مخدر عليه زهرا بهرامي ساختگي است...".  از حسین شریعتمداری سردبیر دست‌نشانده کیهان، این سوال را می‌پرسیم که آیا این اولین بار است که یک مخالف رژیم را دستگیر می‌کنید و با ادعای ساختگی داشتن مواد مخدر و مشروبات الکلی پرونده او را به مسیری می‌اندازید تا به این اتهامات واهی او را محکوم و مجازات کنید؟

اگر چه برخورد شما با این سوال از هم اینک مشخص است، اما پاسخ آن از سوی افکار عمومی چنین است: خیر این عوام‌فریبی بارها و بارها تکرار شده است و دیگر حنای شما در این مورد نیز مانند سایر نیرنگ‌‌‌‌‌‌‌‌‌های امنیتی شما رنگ باخته است

گفتید زهرا بهرامی قاچاقچی بوده! که نبوده، درمورد زهرا کاظمی و زهرا بنی‌یعقوب چه دارید بگویید؟ آیا قادر بودید پاسخ بازماندگان آنها که در زندان‌های شما به طرز وحشیانه‌ای مورد تجاوز قرار گرفتند و سپس به قتل رسیدند و قاتلان آنها بدون کمترین بازخواست آزادانه به جنایات خود ادامه می‌دهند وبه مقام بالاتر نیز دست‌یافتند، وپاسخ افکار عمومی را بدهید. آیا می‌پندارید ملت این‌همه ظلم و تجاوز را فراموش خواهد کرد

از نظر افکار عمومی نخستین کسی که باید به سزای اعمال خود برسد، علی خامنه‌ای خواهد بود. چرا که همه رنج‌هایی که برد‌ه‌ایم از اعمالی بوده که زیر نظرمستقیم او به انجام رسیده است. پس باشد که بزودی شاهد اجرای عدالت باشیم

Saturday, January 29, 2011

فیلم صحنه‌ای دردناک، از ناامنی درروز روشن درخیابان‌های تهران


این صحنه یکی از بی‌شمار صحنه‌هایی است که همه روزه در شهر‌های بزرگ کشورمان ایران دارد اتفاق می‌افتد. این‌دسته از رخدادهای حیرت‌انگیز در جوامع عقب‌افتاده و فقیر، نکته شگفت‌برانگیزی نیست اما در کشوری که بوق و کرنای داعیه مدیریت جهانی توسط حکومت گران آن، گوش همه را کر کرده است، چیزی نیست جز ضعف مدیریت در اداره یک کشور ثروتمند که باعث شده است فقر و تنگدستی و سایر ناهنجاری‌های اجتماعی مملکت را فرا گیرد و تامین امنیت اجتماعی را برای مردم به صورت یک معضل درجه یک مطرح نماید.  البته از حق نباید گذشت که در کشور ما نیزامنیت وجود دارد، اما فقط برای چپاولگران و رانت‌خواران اقتصادی و شکنجه‌گران و تجاوزگران حکومتی

آدرس در یوتیوب
http://www.youtube.com/watch?v=K8gE5KGAgk0
 

Tuesday, November 30, 2010

شهلا قاتل نیست: باید به سراغ متهم ردیف اول یعنی جمهوری اسلامی رفت



 
او یعنی ناصر محمد خانی به خاطرارضا شهوت ورفع خماری های ناشی ازاعتیاد به مواد مخدر با سواستفاده ازاحساسات پاک وعاشقانه یک دختریا یک زن- عشق شهلا را بخود به بازی می گیرد و تا آنجا که فرصت ومکنتش به او اجازه می دهد عیاشی های خود را استمرار می بخشد و سرانجام موقعیتی پدید می آورد که جانی بگونه ای وحشیانه ستانده می شود و جان دیگری بی تاب درراهروهای جمهوری اسلامی به انتظارستانده شدن سرگردان می ماند: برای هشت سال
 شهلا قاتل نیست. قاتل کس یا کسانی هستند که با وضع قوانین زن ستیزوجاری شدن آن درابعاد گوناگون جامعه و تشویق وترویج فرهنگ مردسالارانه ازطریق رسانه ملی و با پخش سریالهای مبتذل- هرروزه باوردرجه دوم بودن زن به عنوان یک انسان را اشاعه و تبلیغ می کنند
 چرا لاله باید کشته شود و شهلا راهی چوبه دار. کاملا آشکاراست که طولانی شدن دوران حبس قبل ازاعدام بمدت هشت سال و تصمیم به توقف اعدام توسط رییس وقت قوه قضائیه دلیلی است برابهامات پرونده جنایت یاد شده و شواهدی که بمرورازلابلای پرونده این جنایت به بیرون درزکرده و نیزاظهارات اخیر یکی از افسران آگاهی که درآغازکار بطورمستقیم به پرونده دسترسی داشته همه نشان از آن دارد که این اعدام نوعی از سرواکردن و باری بهر جهت برخورد کردن دستگاه عریض وطویل قضائی جمهوری اسلامی با موضوعات پیچیده است وهمانطورکه رئیس پیشین این دستگاه اعتراف نمود قوه قضائیه را به شکل ویرانه ای تحویل گرفته و بنظرمی رسد این دستگاه -که بوی کهنگی و واپسگرایی آن سالهاست برای جامعه آزاردهنده است - بدون رفع نواقص همچنان ویرانه دست بدست میگردد
 آری شهلا تاوان ناهنجاری های اجتماعی-فرهنگی-اقتصادی-سیاسی ناشی ازبی برنامگی ها و سومدیریت های سی ساله را پرداخت می کند واو دراین راه تنها نیست و این داستان ادامه خواهد داشت
 ظاهرا کاری ازما ساخته نیست درجائی که وکلای دلسوز- توان و امکان دفاع ندارند و قضات شریف و زحمتکش دستشان از پرونده های حساس سیاسی واجتماعی کوتاه بوده و به حاشیه ای رانده شده اند اما ازاین آخرین تلاشها فرو نمی گذاریم

*****
و اینک روی سخنم با بازماندگان لاله است - آری لاله کسی که دراثر بی تدبیری و شهوترانی مردش باید درعنفوان جوانی دستش از دنیا کوتاه شده وخانواده یا خانواده هایی را درسوگ خود وبا خشمی نهان دردل باقی گذارد
ای نازنینان- ای پدر- ای مادر- ای فرزندان- کمی به خود آئید. ستاندن جان هرانسانی به هردلیلی راه حل عاقلانه معضلات اجتماعی نیست. بخود آئید وبیندیشید که با اعدام شهلا جاهد مساله حل نمی شود و اگر گمان دارید که این دست ازاعدام ها از ابعاد اینگونه فاجعه ها کاسته یا بطور کامل از جامعه محوشان می کند بدانید پنداری نارواست واگرچنین بود با این ابعاد اعدام و قطع دست و قصاص طی سالیان گذشته می بایست هم اینک درجامعه ای بهشت گونه می زیستیم و تکرار فاجعه را هرگزنمی دیدیم
ای بزرگواران اگر چه شما با از دست دادن یک عزیزغمی جانکاه دردلهایتان لانه کرده اما پس از سالیان شکیبایی امید است خشم و غضب ناشی ازرخداد عظیم زندگانیتان کمرنگ شده و چه بسا خود را به اندیشه عفو و بخشش مبدل کرده حال که قوانین جاری دو گزینه اختیاربخشیدن زندگانی را دردستان شما ویا جاری کردن خطبه مرگ را برلبان شما پیش روی شما نهاده - بیائید ازسراندیشه جان انسانی را نستانید وشادی کوتاه وکم بهای یک لحظه ارضا نفرت را به گرفتاری یک عمرعذاب وجدان مفروشید
در این لحظه که این یادداشت را می نگارم اطمینان ندارم آیا جانی را که ازآن گفتکو کرده ام ستانده شده است ویا فرصت اندیشیدن و ازسرعقل عمل کردن باقی است
اگر چه با هر گونه اعدامی مخالفم و به تقلید ازنیاکان انگشت شصت خود را به عنوان مخالفت با اعدام بصورت وارونه نشان میدهم اما اگر قرارست کسی اعدام شود باید به سراغ متهم ردیف اول یعنی جمهوری اسلامی رفت 

Saturday, November 20, 2010

۴آذر روز مبارزه با خشونت علیه زنان یاد پروانه فروهر، زهرا کاظمی، ندا آقا سلطان، زهرا بنی یعقوب، ترانه موسوی و... را زنده بداریم

 ۲۵نوامبر ۱۹۶۰یعنی درست ۵۰ سال پیش جسد سه زن در کنار مردابی در شمال جمهوری دومینیکن کشف شد که بلافاصله معلوم گشت جسدها متعلق به خواهران میرابل از طرفداران آزادی و از اعضای جنبش مقاومت دومینیکن بوده و به دلیل مبارزه علیه دیکتاتوری حاکم بر کشورتوسط ماموران امنیتی دستگاه جبار رافائل تریژیلو وبدستور مستقیم شخص او بقتل رسیده اند. قتل این سه خواهر، موجب گردید تا مردم بر علیه حکومت دیکتاتوری، بپا خیزد ودست به شورش بزند. اما سرکوب وخشونت حاکمان ازمقاومت مردم نکاست وبا استمرارمبارزه، پیروزی ببار نشست. از آن پس خواهران میرابل به عنوان نشانه مبارزه و مقاومت مطرح گردیدند تا سرانجام زنان آمریکای لاتین در روز ۲۵ نوامبر ۱۹۸۱ آنروز را روز مبارزه با خشونت زنان نامیدند. در پی آن در سال ۱۹۹۹ سازمان ملل ۲۵ نوامبر را به همین عنوان برسمیت شناخت و از آن پس همه ساله ۲۵ نوامبر یا ۴ آذر در همه کشورها یاد همه زنان مورد خشونت بویژه خشونت دولتی ناشی از ظلم حاکمان مستبد را زنده و گرامی می دارند. به همین مناسبت بیاییم به نحو شایسته یاد زنان عزیزایرانی بقتل رسیده در راه آزادی از جمله پروانه فروهر- زهرا کاظمی- ندا آقاسلطان – زهرا بنی یعقوب – ترانه موسوی و... را گرامی بداریم و نیز آزادی صدها و هزاران زن ومرد زندانی دربند و زیر شکنجه از جمله - بهاره هدايت- مهديه گلرو- عاطفه نبوی-صهبا رضوانی- منيژه نصراللهی- سوسن تبيانيان-فرح واضحان- معصومه ياوری- نازيلا دشتی- عاليه اقدام دوست-زهرا جباری- کفايت ملک محمدی- ريحانه حاج ابراهيم دباغ-عذراسادات قاضی ميرسعيد- پروين جواد زاده- فاطمه خرم جو- هنگامه شهيدی- مهسا رحمتی-نسرین ستوده ... را آرزو کنیم. باشد که با استمراراعتراض، آتش خشم و نفرت ازدیکتاتوردر دلهایمان خاموش نگردد.



Friday, October 29, 2010

لحظه دیدنی‌ زایمان یک فیل


مدت‌ها بود که اینطور تحت تاثیر یک صحنه آنهم از آن لحظه‌های بسیار استثنائی قرار نگرفته بودم
گریه کردم و هنوز نمی‌‌دانم سبب این اشک چه بود و چرا مرا اینقدر از خود بیخود کرد! شاید به یاد لحظه تولد بچه‌هایم افتادم و یا نگاه به تلاش یک مادر برای زنده نگهداشتن جگر گوشه ا ش - اگر چه حیوان باشد - مرا منقلب کرد
نه، به گمانم یاد مادرانی افتادم که در بسیاری از کشور‌های ظلم خیز، جان فرزندانشان کم بهاترین کالا محسوب می‌‌شود و از دستشان کاری بر نمی‌‌آید

باهم فیلم را می‌بینیم