Thursday, December 8, 2011

به بهانه نفله شدن بچه در مراسم عاشورا: بيچاره چه می کُشی خودت را ... ديگر نشود حسين زنده


بچه‌ای قربانی خرافات پدر و مادر و جامعه خرافات زده ای شد، که سالهاست برای بقای صندلی قدرت، دارد این دسته از خرافات - چه از طریق سریال‌های تله‌ویزیونی، چه رسانه‌های نوشتاری، چه کلاس‌های درس و... - توسط حاکمان رژیم جمهوری اسلامی، در کشور ترویج می‌شود. بچه‌ی در قُنداق، هنگامی که دست بدست می‌گشت تا مورد تبرک و طواف منبر مداح قرار گیرد، با پنکه‌ای سقفی در مسجدی در بندرعباس، و در مراسم عاشورای سال ۱۳۹۰ برخورد کرد، و پس از پرتاب شدن در میان جمعیت باید منتظر خبرهای بدی باشیم از سرنوشتش. چه خوب گفته است ایرج میرزا این شعر را: باهم می خوانیم سه بیت نخست را


بيچاره چه می کُشی خودت را
ديگر نشود حسين زنده

کشتند و گذشت و رفت و شد خاک
خاکش علف و علف چرنده

من هم گويم يزيد بد کرد
لعنت به يزيد بد کننده


Tuesday, December 6, 2011

رضا پهلوی، بیشتر یک آزادیخواه است تا سلطنت‌طلب


با نگاهی به اعلامیه‌های اخیر رضا پهلوی، که چند مورد از آنها را در زیر می‌آورم، من به‌عنوان یک جمهوریخواه، دارم یواش یواش به این باور می‌رسم که: رضا پهلوی بیشتر یک آزادیخواه است تا سلطنت‌طلب

به مناسبت ۱۶ آذر چنین می‌گوید: ... برای آزادی ایران با هم به پا خیزیم و در کنار هم سد سکوت را بشکنیم. یقین دارم که مبارزات آزادیخواهانه مردم کشورمان در راه دستیابی به حقوق بشر، آزادی، دموکراسی و نظامی مبتنی بر جدایی دین از حکومت، به ثمر خواهد نشست


به مناسبت روز زن چنین می‌گوید: ... مبارزات دلیرانه شیوا نظرآهاری، نسرین ستوده، بهاره هدایت، ژیلا بنی یعقوب، هنگامه شهیدی، زنده یاد هاله سحابی، مهدیه گلرو، شهلا لاهیجی، محبوبه کرمی، نرگس محمدی، فرشته شیرازی، سیمین بهبهانی، تهمینه میلانی، رخشان بنی اعتماد و دیگر شیرزنان سرزمینمان، برای احقاق حقوق اولیه تمامی شهروندان ایران، می بایست چراغ راه مبارزه ما باشد


در آستانه تهدیدات نظامی، در اطلاعیه‌ای با عنوان «اقدام ملی برای اجتناب از حمله نظامی به کشورمان» چنین می‌گوید: ...تمام تلاش خود را بکار خواهم بست تا خواست صلح جویانه مردم کشورم را به گوش جامعه جهانی برسانم و خطاب به آنان تاکید نمایم که سرنوشت ایران نه با دخالت نظامی خارجی بلکه تنها باید توسط مردم ایران و با حمایت جامعه بین المللی تعیین شود


در اطلاعیه ای برای آزادی زندانیان عقیدتی و سیاسی چنین می‌گوید: ...در این شرایط حساس، با توجه به فشارهای جسمی و روحی که بر زندانیان سیاسی-عقیدتی وارد می شود، وظیفه همه کنشگران و فعالین سیاسی و مدنی، وکلای دادگستری، مدافعین حقوق بشر، فعالین حقوق زنان، روزنامه نگاران، روحانیون مستقل، زندانبانان، نیروهای مسلح و یکایک شهروندان ایرانی است تا دست در دست یکدیگر گذاشته و با آغاز یکسری اقدامات ملی و بین المللی، حکومت ایران را وادار به آزادی بدون قید و شرط زندانیان سیاسی-عقیدتی نماید

Monday, December 5, 2011

بحران ناشی از اختلاس و انفجار، پنهان در پشت حمله به سفارتخانه



هیچ توجه کرده‌اید که بحرانی که حکومت در پیوند با موضوعاتی همچون اختلاس ۳ هزار میلیاردی و دستگیری قریب الوقوع دوتن از یاران کله گنده‌ی حکومت یعنی علاالدین بروجردی و علینقی (محمد) جهرمی، در همین ارتباط از یکسو و دو انفجار حیثیتی و بسیار وحشتناک در ملارد و اصفهان دست بگریبان بود، اخبارشان در پشت خبرهای مربوط به حمله و اشغال چند ساعته سفارتخانه بریتانیا، پنهان شد و توجه افکار عمومی داخلی از آنها ـ که بسیار پر اهمیت می نمود ـ معطوف شد به سمت و سوی دیگری. این را اشاره کردم که یادآوری کنم همه ما این رسالت بردوشمان است که نکته‌ای مهم از قلم‌مان نیفتد، بویژه آنجا که نکته‌ها حیاتی و اساسی  و سرنوشت‌ساز می‌باشند، و می‌تواند پرده از بی کفایتی‌ها بردارد و منجر به دستگیری عاملان خیانت به ملت باشد! ضمن اینکه باید حواسمان باشد ۱۶ آذر را هم داریم پیش روی‌مان 

Sunday, December 4, 2011

تعطیلی یک‌هفته‌ای مملکت، نشانه‌ی ترس حکومت از جوانان در ۱۶ آذر

عاشورا باشد یا ضربت خوردن، سالروز فوت خمینی باشد یا تولد پیغمبر: فرق نمی‌کند هر وقت هوا پس است حکومت با تعطیلی اجباری، توفیق اجباری‌ای بوجود می‌آورد تا مردم را راهی مسافرت کند. رژیم اطلاع دارد که عده‌ای بدنبال فرصت هستند، برنامه سفر را - چه زمستان باشد و چه تابستان - یک جوری فراهم می‌کنند و به شمال و یا سایر نقاط دیگر بروند. اما امسال همه چیز رنگ و بوی دیگری می‌دهد. رژیم سر در گم در مسائل و مشکلات، آشی روی دستش مانده که خود پخته است با یک وجب روغن فرد اعلا در رویش. هیچگاه رژیم از منظر بین‌المللی تا این حد در مخمصه نیفتاده بوده و هیچگاه  از زاویه مسائل داخلی تا این حد منفور نبوده است. از سوی دیگر بحث انتخابات نیز کاملا لوث است و تاکنون رژیم در دو قطبی کردن فضای سیاسی کشور موفقیتی نداشته است. حتا زمانی که جریان اشغال سفارتخانه انگلستان پیش آمد، رژیم سعی کرد با پخش شایعه و پچ و پچ، چنین بنمایاند که بعضی از جناح های داخلی راضی به این امر نبوده‌اند، و خلاصه اینکه ما دو جناح اصولگرا اختلافات عمیقی داریم و مردم می توانند به طرفداری از یکی، و تو دهانی زدن به طرف مقابل، بیایند در انتخابات شرکت کنند، اما غافل از اینکه حنای آقایان پیش مردم رنگ باخته است

این ۱۶ آذر اما به رغم اینکه در درون تعطیلی اجباری مملکت فرو رفته است اما می‌تواند با توجه به اینکه تمامی شرایط داخلی فراهم است به یک گوشمالی دیگری برای دیکتاتور و همدستانش تبدیل شود. از دیگر سو مشاهده می‌کنیم اوپوزیسیون خارج از کشور نیز طی انتشار اطلاعیه‌هایی، دانشجویان را به مبارزه بیش از پیش با رژیم فراخوانده‌اند. دانشجویان همواره پرچمدار مبارزه با خودکامه و خودکامگی بوده‌اند و مردم ایران، آنها را پیش‌گام مبارزات خود با استبداد قلمداد کرده‌اند. تعطیلی یکهفته‌ای کشور نشانه ترس و زبونی حکومت است از دانشجو در روز دانشجو: روز ۱۶ آذر بر همه مردم ایران بویژه دانشجویان مبارز راه آزادی مبارک باد

Wednesday, November 30, 2011

رژیم جمهوری اسلامی، سرگردان در کوچه بن بست غرب


بالاخره آنچه که تندرو ها بدنبالش بودند، دارد اتفاق می افتد. پنجه و پیکر شوم جنگ بر سر ایران و ملت عزیزمان سایه افکنده است و هر آن، باید منتظر رخداد فاجعه‌بار - اما با روندی که پیش آمده نه غیر منتظره - باشیم. سفارتخانه‌های اروپایی در تهران دارند یکی بعد از دیگری فعالیت خود را معلق می‌گذارند و با حادثه‌ای که دیروز در سفارتخانه بریتانیا در تهران بوجود آمد دولت‌های غربی در افکار عمومی جامعه بین‌الملل، چهره‌ای مظلومانه و مورد تجاوز قرار گرفته از خود نشان می‌دهند و از جمهوری اسلامی نیز چهره‌ای جنگ‌طلب و متجاوز به حقوق بین المللی، به دنیا می‌نمایانند

بی‌خردی‌های سران رژیم و رویکرد لجوجانه‌ی آنها در حل مشکلات ملت و منطقه و مسائل مرتبط جهانی، همواره سبب شده است که حل معضلات، موکول شود به پرداخت هزینه‌های هنگفت‌تر اما از جیب ملت ایران و این‌بار نیز بحران به سمتی می‌رود که اگرچه طوفان آن رژیم را ساقط خواهد کرد، اما اثر بدون چون و چرایی نیز بر روند زندگی ملت ایران خواهد گذاشت

بسیاری از آزادیخواهان و نیز ملت ایران، خواهان جنگ نیستند اما این بار نانی که رژیم جمهوری اسلامی خود پخته و خود در دامان ملت گذاشته است، احتمال بروز جنگ را دو چندان کرده است. حرکت های سردمداران رژیم در صفحه شطرنج جهانی، بگونه‌ای دارد انجام می‌شود که ایران را دارند به سمت مقصدی بدون بازگشت، می‌کشانند. رژیم در حال حاضر در این بازی آچمز شده است و این انتظار می‌رود که با یکی دو حرکت دیگر، مات شود. از دیدگاه دیگر توپ در حال حاضر در زمین رژیم‌ است و غربی‌ها با زرنگی‌های ناشی از تجربیات سالیان، آنرا به زمین ایران انداخته‌اند. رژیم در حال حاضر وارد کوچه بن بست غرب شده است و حاکمان برای تهییج افکار عمومی  - که فقط مصرف داخلی خواهد داشت - رجزخوانی را آغاز خواهند کرد، اما بزودی معلوم می‌شود که در پشت پرده‌ها و درهای بسته چه خواهد گذشت و باید دید آیا پیامد گفتگوهای پنهانی آیا حاکمان را قادر خواهند کرد از این کوچه خارج شوند یا خیر و با چه هزینه‌ای؟

***

 راه دیگر کمتر هزینه کردن این تغییر، روشن کردن دوباره موتور‌های جنبش ملت توسط خود ملت است که اگر در این شرایط - به هر شکل ممکن - به حرکت در‌آید، پیروزی کم هزینه‌تر از آنِ ملت خواهد بود. به باور من رژیم در حال احتضار است و خیلی زود رفتنی‌ست و ملت اگر چه ممکنست که سختی‌های بسیاری را در این شرایط متحمل شوند، اما پایان این دشواری‌ها را در خیابان‌ها به پایکوبی خواهند گذراند

Tuesday, November 29, 2011

حمله به سفارت انگلیس: رژیم یک قدم دیگر به سقوط نزدیکتر شد


خبرها حاکی است که عده‌ای به عنوان اعتراض به سیاست‌های انگلیس، به داخل سفارت بریتانیا در تهران حمله کردند و ضمن دستیابی به اسناد سفارت، گوشه‌هایی از سفارت را به آتش کشیدند. آنچه که کاملا واضح است با توجه به بافت و ساختار حکومت جمهوری اسلامی و تجربیات سالیان از چنین رخداد‌هایی به گمان من این واقعه بدون چراغ سبز علی خامنه‌ای امکان پذیر نبوده است، همچنانکه حمله به سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸ نیز بدون موافقت خمینی قابلیت اجرا نداشت. باید منتظر بود و واکنش خامنه‌ای و احمدی‌نژاد را به عنوان نمایندگان دو طرز فکر متقابل یکدیگر، پیرامون این حادثه را مورد تامل و بررسی قرار داد


سه حالت قابل گمانه‌زنی است: اول - اینکه این عمل بدستور و موافقت خامنه‌ای صورت گرفته است که نشان از جنگ‌افروزی او برای مقابله با مشکلات داخلی و بین‌المللی دارد و با این تصور که مسیر و شتاب سقوط نظام با چنین شیوه‌هایی می تواند تغییر یابد، دست به چنین اعمالی زده شده ‌است، در این حالت اگر دولت احمدی نژاد در جریان نبوده باشد و با این عمل نیز موافق نباشد که موضع‌گیری دستگاه امور خارجه (وزارت امور خارجه رژیم طی اطلاعیه‌ای از موضوع اظهار تاسف کرده) گویای آن است، می توان منتظر استعفای دولت بود به عنوان اعتراض به چنین حرکتی. دوم - اینکه این امر توسط عوامل احمدی نژاد صورت گرفته تا بحران ‌های ناشی از کفایت و قابلیت دولت را در فضای تندروانه پنهان نماید که در این صورت چنانچه بدون اطلاع خامنه‌ای این امر به انجام رسیده باشد باید منتظر برکناری دولت باشیم. سوم  - عده‌ای عوامل خودسر(!) و خارج از کنترل دولت و بیت رهبری دست به چنین عملی زده باشند که اگر همسویی با چنین عملی از سوی دستگاه رهبری و قوه اجرایی کشور وجود نداشته باشد در این صورت اول باید منتظر دستگیری و مجازات عاملان بود - که ممکنست در این رهگذر مصلحی وزیر اطلاعات بیاید بگوید که دست اجنبی و دولت های بیگانه در این کار بوده است (بدون شوخی) - و دوم باید در انتظار اظهار تاسف و معذرت‌خواهی هم دولت و هم دفتر رهبری جمهوری اسلامی باشیم

***
به باور من اتفاقی که افتاده به دستور هر کسی یا زیر سر هر عاملی که بوده باشد، رژیم جمهوری اسلامی را در اذهان و افکار دنیا یک جنگ‌طلب می‌نمایاند و این رژیم را یک قدم دیگر به سقوط نزدیکتر کرده است 

Monday, November 28, 2011

آبگرمکن هم آبگرمکن های سابق


استانداری اصفهان می گوید که صدایی نشنیده است هنوز، اما مخلصانه این را هم می گوید که اگر صدایی هم بگوش کسانی رسیده باشد از ترکیدن آبگرمکن است. لابد آبگرمکن های رژیم هم عین موشک‌هایش موقعی که می‌خواهد بکار بیفتد، منفجر می‌شود. این آبگرمکن‌ها هم حتما توسط بیگانگان دست‌کاری می‌شود تا ترکانده ‌شود. اما طوری می‌ترکد که صدایش را فقط مردم می‌شنوند و مسولین که لابد آنقدر سرشان گرم و مشغول کار بوده است که چیزی نمی‌شنوند. شاید هم از آنجا که سالهاست مسولان پنبه در گوش کرده‌اند که صدای ضجه‌های مردم بیچاره را نشنوند، صدای ترکیده شدن چیزی را نمی‌شنوند. احتمال دیگر اینست که خود را به نشنیدن می زنند، تا ببینند مقامات مرکز چه سناریویی برای ترکیده شدن و صدای انفجار در دست طراحی و اعلام دارند، چرا که بیچاره‌ها ممکنست حرف نامربوطی بزنند و سر از اوین در‌آورند

بهر حال صدای انفجار در اصفهان بسیار مهیب بوده و مردم را نگران و وحشت زده کرده است اما هر چه که ترکیده است لازم است خبر رسانی شود که چون ماه در زیر ابر نمی ماند و رسانه‌های خارجی آن را بزودی کشف خواهند کرد بهتر است مسولان رژیم هرچه زودتر، مراتب را به اطلاع مردم برسانند. از سوی دیگر لطفا یکی دیگر از روزنامه‌نگاران محترم داوطلب شود و با رسانه‌های خارجی در این زمینه گفتگو کند و سپس آماده شود تا به زندان عزیمت  نماید: نتیجه اخلاقی اینکه آبگرمکن هم آبگرمکن های سابق! آذرک