Thursday, August 22, 2013

اگر مانده بودند؟


  

وزیر جدید اطلاعات ایران درباره ایجاد زمینه برای بازگشت برخی از ایرانیانی که پس از انتخابات مناقشه برانگیز ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ از کشور خارج شده‌اند، وعده‌هایی داده است (به نقل از رسانه‌های داخل و خارج). آقای وزیر! اگر مانده بودند سر از کهریزک در‌می‌آوردند
اگر مانده بودند در محاکمه‌های نمایشی فله‌ای به حبس و تبعید محکوم می‌شدند
اگر مانده بودند مورد تجاوز قرار می‌گرفتند و شاید زیر شکنجه جان می‌باختند
اگر مانده بودند آرزوی دیدار همسر و فرزند، زجرکش‌شان می‌کرد
اگر مانده بودند باید هر لحظه تهدید به انفرادی می‌شدند
اگر مانده بودند شاید از بیماری‌های مشکوک جان می‌سپردند
اگر مانده بودند باید روزی صد بار در سلول‌های انفرادی مزه‌ی مرگ تجربه می‌کردند
اگر مانده بودند باید از حقوق انسانی و اجتماعی و حرفه‌ای محروم می‌شدند
اگر مانده بودند باید فریاد خود در گلو خفه می‌کردند
***
آنهایی که پس از ماجراهای انتخابات ۸۸ از ترس جان، به خارج گریختند، اگر مانده بودند، چه بر سرشان آمده بود!؟ پرسش‌های اساسی پیرامون چنین مانور‌های حقوق بشری و دموکرات‌منشانه و توام با شک و تردید از وزیر اطلاعات دولت تازه مطرح است
یک - آیا بهتر نیست که نخست طرحی دراندازید تا همین‌ها که در داخل گرفتارند، آزاد شوند و سپس به سراغ دوردست‌ها رفت؟
دو - آیا لازم نیست که تکلیف حصر آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی - که بدون برپایی هرگونه محکمه قضایی و محاکمه‌ای، نزدیک به ۴ سال در حصر و رنج هستند - روشن شود؟
سه - آیا صلاح نیست وکلایی که تنها به اتهام دفاع از حقوق کسان بی‌دفاع در حبس و دور از خانه و کاشانه به‌سر می‌برند، به آغوش خانواده بازگردند؟
چهار - آیا ممکن نیست روزنامه‌نگارانی که به اتهام یا به جرم نامه نوشتن به علی خامنه‌ای در زندان و تبعید هستند، آزاد گردند؟
پنج - آیا ضرورت ندارد دانشجویان ستاره‌دار و محروم از تحصیل، بی‌ستاره شوند و به کلاس‌ها بازگردند و استادانی که در ۸ سال گذشته به دلایل واهی بازخرید و بازنشسته گردیدند، کار و شغل خود باز یابند و جامعه علمی و دانشگاهی را بهرمند سازند؟ 
***
پس از روشن شدن تکلیف آنها که ماندند، آنگاه است که می‌توان پیرامون بازگشت آنها که نماندند، گفتگو به میان آورد و تضمین‌ها پیشنهاد کرد و دادِ دادگری سرداد: آقای وزیر! لطفا نقد را بچسبید، نسیه پیشکش  


Saturday, August 10, 2013

درخواست رفع تحریم‌ها: پاک کردن آبرومندانه کثافتکاری‌های رژیم


 نامه‌ی ۵۵ زندانی سیاسی، اگرچه با قصد خیرخواهانه نگاشته شده، بیشتر از آنکه بهبود امور مردم را درپی داشته باشد، به نظر می‌رسد بازگشایی آبرومندانه‌ی گره کوری که بدست علی خامنه‌ای پدید آمده است و پاک‌کردن محترمانه کثافتکاری‌های رژیم را نتیجه خواهد داد! در کشوری که رهبر آن تحریم ها را نعمت می‌داند و آنها را در پیشرفت علمی و رفتن به‌سوی خودکفایی سازنده می‌پندارد و این مساله را بارها در مجامع عمومی ابراز کرده و از سوی دیگر رییس جمهور سابق آن یعنی احمدی‌نژاد این قطعنامه‌ها را کاغذ‌پاره می‌دانسته و تقریبا تمام ریزه‌خواران و پاچه‌خاران حکومتی آنها را بی‌اثر می‌انگاشته‌اند، عده‌ای شده‌ایم کاسه داغ‌تر از آش که وا مصیبتا مُلک و ملت در خطر است و آقای اوباما به داد ما برسید، در جایی که کک حاکمان نمی‌گزد، و همچنان قلدرمابانه از سیاست‌های خرابکارانه خود و دولت احمدی‌نژاد دفاع می‌کنند و نابودی کشور را - با تحریم یا بدون آن -  در دستور کار دارند 

باید از آقای اکبر گنجی که گلوی خود را در گفتگو با بی بی سی پاره می‌کند و در دفاع از نامه ۵۵ زندانی سیاسی، سوزن‌اش گیر کرده و حرف‌های تکراری به خورد خلق‌الله می‌دهد، سوال کرد که مگر آنزمان که تحریم‌ها کمتر از این بود، مردم در خوشبختی زندگی می‌کردند؟ به نظر می‌رسد حافظه کوتاه مدت تاریخی ما و شما کاملا مخدوش شده است و بکلی فراموش کرده‌ایم که در طی ۳۰ ساله گذشته چه بر این مردم رفته است؟ آیا بدبختی ما ملت فقط در اوضاع اقتصادی‌مان خلاصه شده است؟ آیا برداشته شدن تحریم‌ها، فلاکت‌های سیاسی، ناهنجاری‌های اجتماعی و گرفتاری‌های اخلاقی نهادینه شده در تمامی ابعاد زندگی‌مان را نیز ترمیم خواهد کرد؟ برای رفع تنگناهای مهمتر از گرفتاری‌های اقتصادی، دست به دامان کدام دولتمرد خارجی باید شد؟

چرا کسی پیرامون حیف و میل شدن بخش عمده ۸۰۰ میلیارد دلار درآمد ۸ ساله دوران احمدی‌نژاد، یقه علی خامنه‌ای را که مسبب اصلی همه بدبختی‌های امروز ماست، نمی‌گیرد و در برابر زیاده‌خواهی‌های مستمر رهبر، در پیوند با مطالبات به حق مردم دم بر نمی‌آورد؟ آیا اگر مدیریت درست و خردمندی کشور را اداره می کرد، بنیه مالی مملکت علیرغم همه تحریم‌ها، این بود که هست؟ آیا نبود و کمبود دارو به دلیل دستان نابکار اختاپوسی و مافیای حاکم بر اقتصاد ناسالم کشور بوجود نیامده، همانهایی که اجازه یافته‌اند اتومبیل‌های میلیاردی وارد کشور کنند و جیب‌های خود را از سود کلان آن پر کنند؟ آیا ثروت ملت به جای اینکه به جیب امسال سید نصرالله و بشاراسد می‌رفت، نمی‌توانست صرف هزینه‌های اصلی دوران تحریم شود؟

 به باور من، برداشته شدن تحریم‌ها، بدون تنبیه حاکمان بی‌شعور کشورمان، رژیم مرده را زنده کردن است! و به مثابه سوخت تازه‌ای خواهد بود برای ماشین سودجویی زالوهای اقتصادی وابسته به دربار خامنه‌ای و نیز به مانند خون تازه‌ای خواهد بود در رگ‌های جنایتکاران حکومتی برای ادامه جنایات‌شان نسبت به مردم  




Saturday, August 3, 2013

در مراسم تنفیذ: مردم‌سالاری مورد نظر خامنه‌ای یعنی شکنجه، تجاوز، حبس، قتل و تبعید مردم


دقایقی پیش در مراسم تنفیذ ریاست جمهوری حسن روحانی، علی خامنه‌ای بر اصطلاح مردم سالاری دینی یا اسلامی چندین بار تاکید و تکیه کرد. طبق شواهد چند دهه گذشته که جمهوری اسلامی حاکم شدن بر سرنوشت مردم را به عهده گرفته بویژه سال های حکومت علی خامنه‌ای، ثابت شده است که مردم سالاری مورد نظر خامنه‌ای یعنی زیر گرفتن مردم در خیابان، شکنجه جوانان و تجاوز به آنها در بازداشتگاه‌ها، حمله به خوابگاه دانشجویان و قتل و غارت آنها، حبس، تبعید و حصر فعالان اجتماعی و سیاسی، قتل آزادی‌خواهان و نویسندگان و زندانیان و نهایتا پشتیبانی و حمایت از متجاوزین به حقوق مردم



Monday, July 15, 2013

آقای خامنه‌ای! "شعارهای انقلابی" کیلویی چند؟


در خبرها آمده است که روز یکشنبه "آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران، در آخرین دیداری که با هیات دولت محمود احمدی‌نژاد داشت از پر کاری او و همکارانش تقدیر کرد. آیت‌الله خامنه‌ای همچنین بیان "شعارهای انقلابی" را از جمله کارهای بزرگ دولت دانست" - به نقل از بی بی سی فارسی
از سوی دیگر در همین روز حسن روحانی در گزارشی به مجلس اعلام کرد که کشور در دو سال اخیر رشد منفی داشته است و مشاوران نزدیک به او آنقدر اوضاع را بحرانی ترسیم کرده‌اند (تورم بالای ۴۰ درصد) که مشخص نیست چگونه می‌توان وضعیت کشور را در ابتدا به نقطه صفر و سپس رو به بهبود گرداند
به نظر می‌رسد علی خامنه‌ای هنوز متنبه نشده و دست از نابخردی و بی‌بصیرتی خود بر نمی‌دارد. دولت «نزدیک به نظر او» کشور را به قهقرا کشانده و وی از پشتیبانی از احمد‌ی نژاد دست بردار نیست. بیان «شعارهای انقلابی» به چه درد این مردم فلک‌زده می‌خورد!؟ کشور در ورطه ورشکستگی و سقوط دست و پا می‌زند و رهبر از عملکرد قرون وسطایی دولت دفاع می‌کند! وضعیت نابسامان جامعه از منظر اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و نیز اوضاع ارتباطی با جامعه بین‌الملل همه‌گی تحت سیاست‌های داهیانه رهبر و با دستان همین دولت به چنین جایی رسیده است
به باور من این نوع حمایت‌ها و باج دادن ها از سه حالت خارج نیست: یکم - نشان از نقطه ضعف‌های خامنه‌ای در نزد احمدی‌نژاد دارد. دوم - خامنه‌ای خود را به کوچه علی چپ زده است و مردم را نادان فرض می‌کند. سوم - او مَشاعرش را کاملا از دست داده و اساسا در باغ نیست! از قدیم چه بامعنا گفته‌اند که سواره از پیاده خبر ندارد و سیر از گُرسنه: آقای خامنه‌ای، "شعارهای انقلابی" کیلویی چند؟

Friday, July 5, 2013

درسی از اوضاع مصر: انحصار‌طلبی به انقلاب یا به کودتا منتهی می‌شود


آنچه که در مصر اتفاق افتاد (برکناری مرسی توسط ارتش) که به زعم بسیاری واقعه مسرت‌بخشی بود و به گمان دیگرانی، رخداد اسف‌انگیزی برشمرده شد، ناشی از ترجیح آقای مرسی بر تفوق منافع گروهی - مقصود منافع اخوان‌المسلمین یا به عبارت فراگیر‌تر منافع بخشی از مسلمانان - بر منافع ملی بود، که سبب نارضایتی جماعتی شد و همین امر بهانه‌ای داد به دست فرماندهان ارتش و کودتاگونه‌ای شکل گرفت و نتیجه‌اش برکناری آقای مرسی گردید که چندی پیش با رای اکثریت به ریاست جمهوری مصر برگزیده شده بود
ما هنوز نمی‌دانیم که آیا این تغییر در جهت منافع ملت مصر است یا نه و شاید چندان برای خیلی از ما مهم نباشد که عاقبت کار چه می‌شود، اما آنچه که مسلم است می‌تواند آینه تمام نمایی باشد برای رهبران فعلی جامعه خودمان و نیز آن‌هایی که دارند خود را آماده می‌کنند - از هر طیف و گروه - تا شاید در آینده و در اثر شرایط دموکراتیکی که بر فضای کشور حاکم خواهد شد، صحنه گردان مدیریت کشور شوند
در کشور ما ایران که تنوع مذهب، قومیت، جهان‌بینی و ... بسیار ملموس و مشهود است، باید یاد بگیریم که انحصار‌طلبی به انقلاب یا کودتا منتهی می‌شود 
*
پ . ش
در اینجا ذکر کامنت بهنام عزیز در زیر لینک بی‌نام گرامی (هردو از کاربران بالاترین) که بسیار پر محتوا و با پرسش‌های به‌هنگام، می‌نماید، خالی از لطف نیست و می‌توان از آن نیز بسیار آموخت

توضیح دموکراسی کلاً کمی مشکل است
اگر کمتر از نصف مردم در انتخابات شرکت کنند تکلیف چیست؟ تنها 45 درصد مصریان در انتخابات شرکت کردند و مرسی حدود 51 درصد رآی آورد
اگر دولت بر آمده از دموکراسی دیکتاتوری پیشه کند تکلیف چیست؟ نمونه های آن بیشمار است
اگر مردم به دولت غیر دموکرات رأی دهند تکلیف چیست؟ مانند فاشیسم در ایتالیا
اگر بر اساس شواهد و قرائن رأی اکثریت مردم قبل از رسیدن به انتخابات بعدی عوض شد، به ویژه به دلیل عملکرد مستبدانه دولت تکلیف چیست. (مورد فعلی در مصر)؟ و آیا می توان با زور (روش غیر دموکراتیک) دولت مستبد را سرنگون کرد و دموکراسی ایجاد کرد؟ (البته از نظر اخلاقی و حقوقی, نه از نظر عملی)؟ 
 

Sunday, June 16, 2013

حسین شریعتمداری و مصباح یزدی دو بازنده اصلی انتخابات ۹۲


در پی انتخاب حسن روحانی به عنوان رییس جمهور این دوره، آن دو تنی که بیش از سایرین قهوه‌ای شدند یکی حسین شریعتمداری بود و دیگری مصباح یزدی
حسین شریعتمداری استراتژیست بیت رهبری و نماینده علی خامنه‌ای در روزنامه کیهان که طی ۴ سال گذشته بیش از سایرین مرده و زنده اصلاح‌طلبان، کارگزاران، مشارکتی‌ها و اعضا مجاهدین انقلاب اسلامی را می‌جنباند و از رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی بیش از سایر نوکران خامنه‌ای ابراز خوشحالی می‌کرد و نیز از ابراز هرگونه دشنامی به محمد خاتمی دریغ نمی‌کرد، به نظر می‌رسد تا مدتی باید خفه‌خون بگیرد و از تحلیل‌های آبکی امنیتی دست کشد
مصباح یزدی شاید در میان تمامی سرسپردگان و درباریان بیت، بیش از سایر آخوندها، باید خود را برای چندی از انظار عمومی پنهان کند. او که خود را پدر خوانده بسیاری از دست در کاران حکومت می‌پندارد، تره‌ای برایش خرد نگردید و نماینده‌اش نه تنها رقیب اصلی حسن روحانی نبود که در میان نامزدهای انتخاباتی رای خیره‌کننده‌ای نیاورد و پایین‌های جدول ظاهر شد، سنگ روی یخ شد
 

Thursday, June 13, 2013

ترس خامنه‌ای از سرنگونی رژیم است یا به‌خاطر بر باد شدن کشور؟


سرانجام پس از ۴ سال التماسِ خامنه‌ای را دیدیم! او در گفتار بی‌سابقه‌ای از مخالفان جمهوری اسلامی خواسته است به بهانه مثلا حفظ کشور در انتخابات شرکت کنند! کشوری که همو و همدستان‌اش آنرا به مرز نیستی و سقوط کشانده‌اند! آیا این همان رویکردی‌ نیست که او می‌توانست در نماز جمعه معروف پس از انتخابات ۸۸ از خود بروز دهد تا از خساراتی که به جوانان کشور و به تمامی ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مُلک و ملت طی چند ماه پس از انتخابات وارد شد، جلوگیری کند و فضای سیاسی کشور را به کثافت نکشاند؟

در شرایطی که هنوز تعداد بیشماری از فعالان سیاسی و اجتماعی در تبعید و زندان‌ها هستند، رهبران داخلی جنبش ۸۸ در حصر بسر می‌برند، عده‌ای از دانشجویان از ادامه تحصیل محروم شده‌اند، داغدارانی هنوز به خواسته‌های خود دست نیافته‌اند، مسببان شکنجه، تجاوز و کشتار رخدادهای پس از انتخابات به سزای اعمال‌شان نرسیده‌اند، آیا چنین به نظر نمی‌رسد که او هنوز در نقش موش مرده خود را می نمایاند؟

به باور من اما، علی خامنه‌ای فهمیده است که به دقیقه ۹۰ بازی رسیده و باید بازی را با سرشکستگی به ملت واگذار کند! او تمام فرصت‌های اصلاح شدن را سوزانده‌ و نیز نیک دریافته که این ملت هرگز دوباره فریب‌‌اش را نخواهد خورد. از سوی دیگر از شواهد چنین بر‌می‌آید که جامعه جهانی نیز از برخورهای نابخردانه او در یاری به حل مسائل منطقه و جهانی به ستوه آمده و به یقین مخالفان رژیم را مورد حمایت قرار خواهد داد! آری احساس خطر او از سرنگونی رژیم است و نه به‌خاطر بر باد شدن کشور