Tuesday, January 31, 2012

بشار اسد در آستانه سرنگونی: در بهمن ماه، نوبتی هم باشد نوبت علی خامنه‌ای‌ست


خبرها حاکی از سرنگونی قریب‌الوقوع بشار اسد، است. مخالفان بشار اسد، میانجی‌گری روسیه را مبنی بر تشکیل جلسه‌ای با حضور طرفین دعوا در مسکو، نپذیرفتند (خبری بسیار با اهمیت) و اعلام کردند که برکناری اسد از شروط مذاکره می‌باشد، که نشانه‌ی مواضع قدرتمند مخالفان حکومت سوریه، در شرایط حاضر است. حساسیت این موضع گیری از آنجا ناشی می‌شود که بخش مهمی از ارتش به مخالفان پیوسته‌اند و جنگ را به پشت دروازه‌های دمشق کشانده‌اند! از سوی دیگر فشار کشورهای غربی به شورای امنیت برای تصویب قطعنامه جدید، نیز حکایت از شرایط بسیار بدِ مردم در مواجهه با سرکوب نیروهای دولتی است. مدت‌ها است که با مو به مو اجرا شدن سیاست‌های سرکوب جمهوری اسلامی - چه در طراحی، چه در تجهیز و چه در عملیات - در سوریه، بوی الرحمان‌ بشار به مشام می‌رسد. او که در کشتار مردم‌اش از هیچ کوتاهی دریغ نکرده، بالاخره دارد به تور مردم ستمدیده و ظلم چشیده‌ی و نظامیان همسو با ملت سوریه می‌افتد

با سرنگونی بشار اسد، زنجیره‌ای که با حلقه‌های دیکتاتوری در منطقه‌ی خاورمیانه و حومه بافته می‌شود، دارد به تکمیل‌شدن اش نزدیک می‌گردد. به نظر می‌رسد، خودکامه ی خودمان در ایران، یعنی علی خامنه‌ای به جلوی صفِ آنها‌یی که در انتظار سقوط هستند، رانده شده است. علی خامنه‌ای کسی‌که فرصت‌های بسیاری داشت تا ضمن اعتراف به اشتباهات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و ظلم و ستمی که در دوران ۲۳ ساله حکومتش، بر مردم روا داشته، زمینه تغییرات در قانون اساسی را فراهم و قدرت را به گروهی خوشنام و کارآمد، واگذار کند و با نامی خیلی بهتر از این‌ای که یدک می کشد، خود را بازنشسته نماید، اما فرصت‌ها را تا کنون سوزانده و خود را به بدنام ترین مرد تاریخ ایران مبدل ساخته است: با توجه به روزهای حساس پیش روی مردم ایران در بهمن و اسفندماه جاری، نوبتی هم باشد نوبت رهبر جمهوری اسلامی‌ست! باید همت کرد و کار را یکسره نمود، راهپیمایی سکوت می‌تواند استارت دوباره جنبش باشد

آخرین خبر(۹ شب سه شنبه ۱۱ بهمن به وقت ایران): دقایقی پیش خبر رسید که در پیش‌نویس قطعنامه‌ای که در دست تهیه است توسط شورای امنیت سازمان ملل تاکید دارد به برکناری اسد از قدرت: آیا این قطعنامه رای می‌آورد!؟ 

Monday, January 30, 2012

روضه‌‌ی "تن علیلی دارم" توسط علی خامنه‌ای هفته آینده روز جمعه


عادت کرده‌ایم هر از گاهی که اوضاع مملکت قمرش بسیار در عقرب است، روضه‌ی " تن علیلی دارم" توسط علی خامنه‌ای به اجرا درآید. گفته شده است جمعه‌ای که در پیش است نماز جمعه توسط علی خامنه‌ای برگزار می شود، پس می‌توان منتظر عجز و لابه و التماس رهبر جمهوری اسلامی بود پیرامون بحران عمیقی که سرتاسر کشور را در همه امور فرا گرفته است، اما ظاهرا هنوز تفهمیده‌اند که حنای رهبر مدت‌هاست، رنگ باخته و از "تن علیل" کاری برنمی‌آید. نکاتی که به نظر می‌رسد علی خامنه ای می‌خواهد از طرح آنها سواستفاده کند می‌تواند به شرح زیر باشد

یک - بحران قحطی و کمبود کالا و گرانی و وجود خط "انحراف" در دولت
دو - بحران انرژی هسته‌ای و مذاکره با غربی‌ها و تن دادن به خواست‌های آنها
سه - بحران سرنگونی بشار اسد و رابطه اعراب با ایران
چهار - بحران تنگه هرمز و خالی بندی سپاه
پنج - بحران سکه و طلا و امنیتی شدن فضای معاملات  و روی دست ماندن پرونده‌های اختلاس
شش - بحران انتخابات اسفندماه و عدم شرکت مردم در آن
هفت - بحران "فتنه" و حصر رهبران جنبش و این‌همه زندانیِ سیاسی و سالروز ۲۵ بهمن
هشت - بحران دخالت غربی‌ها در بهم زدن اوضاع سیاسی و اجتماعی در داخل کشور
نه - بحران حذف ولی فقیه و جدایی دین از سیاست
ده - بحران جنگ احتمالی و تحریم نفت

مثلی داریم معروف که می‌گوید: "این تو بمیری از اون تو بمیری‌ها نیست!" و مصداق پیدا می‌کند با بحران رهبری در جمهوری اسلامی که این دفعه با دفعات قبل فرق می‌کند

Sunday, January 29, 2012

به رغم دروغگوییِ حکومت، ایران میلیاردها یورو در بانک‌های اروپایی، پول دارد، که بلوکه شده است


امروز سایت تابناک متعلق به محسن رضایی، در افشاگری تازه‌ای اعلام کرد که ایران میلیاردها دلاردر بانک‌های اروپایی پول دارد. این در حالی‌ست که حکومت ایران هفته پیش و پس از تصویب تحریم‌ها توسط کشورهای عضو اتحادیه اروپا، علیه رژیم جمهوری اسلامی، اعلام کرد که حتا یک یورو هم در بانک‌های اروپایی پول ندارد

 اعلام چنین دروغ‌هایی به مردم، از جنس همان‌هایی‌ست که ۶ سال است توسط احمدی نژاد و همدستان‌اش به خورد ملت داده می‌شود با این تفاوت که چنین ادعایی مبنی بر اینکه ما هیچ پولی در هیچ بانک اروپایی نداریم، در فردای پیروزی ملت، حق بازپس‌گیری آن توسط حکومتِ مردمیِ جدید، سلب خواهد شد و یا امکانِ دریافتِ آن، دشوار و با هزینه‌ی بسیار

 اما دو سوال اساسی اینست که ۱ - اهداف دولت احمدی نژاد از پنهان کردن چنین پول هنگفتی، از ملت ایران چه بوده است؟ ۲ - با افشای آن توسط یک سایت نزدیک به علی خامنه‌ای، این افشاگری، برای چه کسانی سودآور است و چه اهدافی طی آن دارد دنبال می‌شود؟

Saturday, January 28, 2012

امروز شنبه بانک مرکزی هیچ ارزی با قیمت تک نرخی به صرافی‌ها نداد


با عکسی که از یک گزارش اقتصادی در بالا می‌بینید که از سایت طرفدار حکومت جمهوری اسلامی، یعنی رجا نیوز تصویربرداری شده، به نظر می‌رسد این‌بار نیز مانند سایر دفعات، دولت احمدی‌نژاد در مورد ارائه ارز با قیمت ۱۲۲۶ تومان لاف زده است. در گزارش به صراحت اعلام شده: "یک فاکتور هم با نرخ ۱۲۲۶ تومان صادر نشده است". آری، هیچ عقل سلیمی نمی‌تواند بپذیرد که حکومتی با این همه مشکلات داخلی و خارجی، قیمت ارز را پایین‌ بیاورد و اعلام کند آنرا به صورت نامحدود عرضه خواهد کرد! نمی‌شود پذیرفت که تحریم‌های بانکی توسط غربی ها، در دست اعمال باشد و نیز بین کشورهای اروپایی و آمریکا این قرار گذاشته شده باشد که تحریم های نفتی بزودی صورت بگیرد اما آبی از آبی تکان نخورد. یک نکته را اما سردمداران رژیم با زیرکی از کنارش می گذرند و پیرامون آن بحثی نمی‌کنند و آن اینست که آمریکا کلیه شرکت‌هایی را که با ایران، خارج از چهارچوب تصویب شده، به معامله بپردازند مشمول جریمه و تنبیه قرار خواهد داد، و همین امر باعث شده است بسیاری از کمپانی‌های نفتی و دولت‌ها از معامله با جمهوری اسلامی سر باز زنند! از سوی دیگر چین که عمده صادرات نفتی ایران توسط او به انجام می رسد، اخیرا با عربستان قرار داد هنگفتی در رابطه با سرمایه‌گذاری‌های نفتی امضا نمود. آیا این پاداشی نیست که غرب در ازای همراهی چین در تحریم‌های علیه جمهوری اسلامی ایران، با دستان عرب ها به او اهدا کرده است؟ آیا از چین در ازای دریافت چنین هدیه‌ای، نباید انتظار پیوستن‌اش را به بلوک غرب داشت؟ پیش بینی می شود که هند، ژاپن و کره جنوبی دیگر مشتریانِ عمده‌ی نفت ایران، نیز بزودی بر سر اخذ امتیازاتی از غرب، به میز مذاکره با غرب کشانده شوند و بیش و کم در اجرای تحریم‌ها، خود را مشارکت دهند

اعلام تک نرخی شدن قیمت ارز بازی دوباره ایست که رژیم دارد با مردم می‌کند تا زمان بخرد برای انجام مذاکرت با غرب و اعطای امتیازاتی بی‌شمار به غرب که شاید بتواند از عمیق‌تر شدن بحران داخلی بکاهد و از سوی دیگر در آستانه برگزاری انتخابات، جو ملتهب بازار ارز و طلا را بطور موقت از بین ببرد و احتمال بروز قحطی را در کوتاه مدت کاهش دهد. سوال اساسی اینست که با اِعمال سیاست‌های نابخردانه چند سال اخیر که توسط علی خامنه‌ای و رییس جمهور عزیز کرده‌اش صورت گرفته، آیا می‌توان اقتصاد ورشکسته ی یک کشور را با یک بخشنامه و امنیتی کردن فضای اقتصادی، یک‌ شَبه حل کرد؟

Wednesday, January 25, 2012

ارزش پول‌های‌مان در بانک نصف شده است: آیا بزودی وصول سریع پول از بانک، دچار مشکل نخواهد شد؟


آشفتگی اقتصاد ایران که رو به فروپاشیده‌گی دارد، حداقل سیگنالی که از خود نشان می‌دهد، اینست که پول‌های‌مان در بانک یا ارزشش را از دست خواهد داد یا در اوج بحران که هر آن احتمال آن می‌رود، توسط دولت مالِ خود خواهد شد (مثلا میگوید ندارم بدهم! بیایید اوراق قرضه یا هر کوفت و زهر مار دیگر به‌جایش بگیرید.) و خیلی خوشبینانه‌تر اینکه، وصول سریع آن ممکن نخواهد بود. شب عید نزدیک است اگر به پول نیاز دارید، از هم اینک به فکر باشید. ضمنا آنهایی که پول‌های خود را در حساب پس‌انداز و به صورت سپرده، گذاشته‌اند به امید بهره و گذران زندگی از این طریق، بدانند که اگر ارزش ریال در برابر ارزهای خارجی بیش از این سقوط کند که احتمالش بسیار زیاد است، زیان جبران‌ناپذیری به آنها وارد خواهند شد. این‌روزها، خریدن ارزهای معتبر و طلا، شاید بهترین راه برای جلوگیری از کاهش ارزش پول‌های‌مان باشد، اما وضعیت غیر قابل تحمل‌تر از آن شده که در تصور می‌گنجد، بطوریکه گرانی دارد بیداد می کند و کمرشکن شده است، ما باید در اندیشه‌ی ریشه‌کن کردنِ علت‌ها و به زیر کشیدن باعث و بانیِِ بدبختی‌ها باشیم 

Tuesday, January 24, 2012

رژیم جمهوری اسلامی: ماندنی‌ یا رفتنی؟


پس از فشارهای اخیر غرب بر ایران با اهرم‌های تحریم نفتی و بانکی، نخستین و شاید مهم‌ترین موردی که پیش از سایر پیامدها، می تواند مورد توجه قرار گیرد، راه و روشی است که از رژیم جمهوری اسلامی می توان به صورت یک طرح انتظار داشت. برای ترسیم ماتریکس ریسک رژیم در ماندگاری بر سر قدرت، در وهله اول، نگاه به سیاست‌های آتی داخلی و خارجی جمهوری اسلامی را با وجود چهار مولفه اصلی: مقابله - هم‌سویی و تعامل - مردم - جامعه جهانی، ضروری می‌سازد و از این مدل می‌توان چهار سناریو زیر را پیش‌بینی کرد
در سناریو‌های زیر مقصود از مطالبات مردم آندسته از انتظاراتی است که مسائل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اخیرا مطالبه اقتصادی را در برمی‌گیرد و دارای سقف و کف است و در صورت تن دادن حکومت به آنها می توان تغییرات ساختاری مهمی در حکومت انتظار داشت. اما مقصود از مقابله یعنی تن ندادن حکومت به خواست‌ها - اعم از خواست‌های مردم و انتظارات جامعه جهانی - با هر روشی مانند جنگ و کودتا و سرکوب و ... که مقدور باشد

سناریوها
یک - هم‌سویی با مردم و همزمان تعامل با جامعه‌جهانی
دو - مقابله با مطالبات مردم و همزمان تعامل با جامعه‌جهانی
سه - هم‌سویی با مردم و همزمان مقابله با جامعه‌جهانی
چهار - مقابله با مطالبات مردم و همزمان مقابله با جامعه‌جهانی

هر کدام از سناریوها دارای نقاط قوت و ضعف برای سه طرف درگیر یعنی ملت، جامعه‌جهانی و رژیم می‌باشد. اما آنچه که در تمام حالات وجود دارد میزان ریسکی‌ست که رژیم برای ماندگاری در حکومت باید بپذیرد. این نگارنده وارد جزییات هر سناریو و ذکر محدودیت‌ها و امکانات طرفین، با این قصد که خواننده‌گان نوشتار، آنرا مورد بحث و طوفان مغزی قرار دهند، نشده است. تنها یک توضیح را ناگزیرم عرض کنم که اگر به خانه شماره یک در ماتریکس بالا توجه کنید، زمانی رژیم در آن نقطه از ریسک قرار دارد که سقف مطالبات ملت را به مورد اجرا گذارده باشد که مهمترین نکته‌ی آن برداشته شدن اصل ولایت فقیه از قانون اساسی‌ست. شاید این تحلیل کوتاه، نوری بتاباند بر راهی که جنبش باید در ‍پیش گیرد: آیا با موقعیتی که بوجود آمده، این رژیم، در خانه‌ی شماره‌ی ۴ این ماتریکس قرار ندارد

Monday, January 23, 2012

تحریم نفتی، حضور نظامی و فروپاشیِ اقتصاد کشور: فقرو فلاکت مردم، زیر سکوت سنگینِ خامنه‌ای و احمدی‌نژاد


احمدی‌نژاد تا کنون لاف، فراوان زده است اما گفته‌هایش در زمینه اقتصادی، رنگ و بوی دیگری دارد، چون هر آنچه که اظهار کرده، در زمان حیات دولت‌اش مغایرت ۱۸۰ درجه‌ای با آنچه که اتفاق افتاده را نشان می دهد. او بارها از قطعنامه های شورای امنیت به عنوان کاغذ پاره، یاد کرده و در چند مصاحبه بُنیه اقتصاد را چنان توانمند، تصویر کرده که چنین وضعیتی را با این سرعت و شتاب در پندار خودش هم متصور نبوده، اگر چه بارها و بارها کارشناسان عرصه‌های اقتصادی هشدار داده بودند راهی که احمدی‌نژاد و تیمش می‌روند ره به ترکستان می‌برد! او چندی پیش در مصاحبه‌ای تله‌ویزیونی در برابر دیده‌گان میلیونها تماشاگر، ارزش واقعی هر دلار را نهصد تومان اعلام نمود و برنامه‌های دولتش را در این مسیر به رخ کشید. هفته گذشته نیز در برابر تدابیر شورای پول و اعتبار مبنی بر افزایش بهره بانکی برای تسکین موقت التهاب بازار ارز و طلا، ایستادگی کرد و تصمیمات آن شورا را یک‌تنه به کناری نهاد
فروپاشی اقتصاد رژیم (قیمت سکه بیش از یک میلیون تومان و هر دلار آمریکا بیش از ۲۰۰۰ تومان و افزایش بیکاری و فقر از نشانه‌های آن است) که هم، معلول نابخردی‌های دولت در تنظیم و اجرای سیاست‌های مالی و پولی است و هم به لحاظ عدم همسویی راس هرم تصمیم ساز رژیم، با جامعه جهانی و در پی آن زمزمه‌ی غربی‌ها بر سر اعمال تحریم‌های نفتی و بانکی، شدت گرفته (تحریم نفتی و بانکی توسط اروپاییان نیز به تصویب رسید)، دولت احمدی‌نژاد را در یک قدمی قربان‌گاه قرار داده است. در جایی که جامعه بحران زده و رو به قحطی، نیازمند اظهارات ویژه‌ی رییس دولت در این شرایط است، اما هم او و هم رییس‌اش، علی خامنه‌ای که در طول ۶ سال گذشته همواره پشتیبانی خود را از سیاست‌های او دریغ نداشته، هردو سکوت اختیار کرده و سر در درون فرو برده‌اند. شاید هم با توجه به سابقه‌ای که از احمدی‌نژاد وجود دارد همان به که خاموش بماند چرا که حرف‌هایش پایه‌های کارشناسانه ندارد، و ممکنست پیرامون اقتصاد به ویژه در مورد ارز و طلا اظهار فضلی کند که کار را خراب‌تر از این‌ای که هست، بنماید

از سوی دیگر رفت و آمد بدون حادثه‌ی ناوگان نظامی آمریکا، بریتانیا و فرانسه در تنگه هرمز و آب‌های خلیج فارس پس از تهدیدات دو هفته قبل نظامیان و سپاهیان مبنی بر بستن تنگه، از منظر آگاهان سیاسی، بسیار معنادار تلقی می‌شود و همچنین ناظران بر این باورند که عدم انجام مانور نظامی سپاه پاسداران در منطقه‌ی خلیج فارس را - که وعده‌اش قبل‌تر داده شده بود - ربط می‌دهند به نامه‌ی تهدید‌آمیز اوباما به علی خامنه‌ای

سوال اما اینست که، ۱ - آیا با تصویب طرح تحریم نفتی و بانکی توسط کشورهای عضو اتحادیه اروپا و افزایش ناوگان نظامی غرب در آب‌های خلیج فارس، روند فروپاشی اقتصاد کشور، رو به وخامت می‌گذارد و کار رژیم را یکسره خواهد کرد؟ ۲ - در این میان فقرو فلاکت مردم، زیر سکوت سنگینِ سران رژیم چه معنایی دارد؟