Wednesday, January 11, 2012

بحران قحطی در راه و احمدی‌نژاد مشغول یه قُل دو قُل بازی کردن در گوشه دیگر دنیا


 سفر احمدی نژاد به آمریکای لاتین به‌واقع چقدر اهمیت داشته و دارد!؟ آیا انگشت بیشتر در سوراخ زنبور کردن دردی از مشکلات مردم رفع می‌کند یا بر معضلات می‌افزاید؟ در جایی‌که رییس جمهور کشور به‌عنوان بالاترین مقام اجرایی می‌باید در داخل کشور و در راس یک کمیته بحران به حل و فصل مشکلات خانمان برانداز مردم مشغول باشد، دارد با هم‌سلکان خود یه قُل دو قُل بازی می‌کند! این دسته از تحرکات سیاسی که مختص جنگ سرد است، تاریخ مصرفش گذشته و ما هنوز یاد نگرفته‌ایم که منجر به تحریک بیشتر غرب برای ایجاد بحران در کشور خواهد کرد
تنها راهی که کشور را نجات خواهد داد تعامل و گفتگوست که متاسفانه حاکمان جمهوری اسلامی از آن بی بهره‌اند 
قحطیِ پیش‌رویِ ناشی از تحریم‌های نفتی، تورم و نرخ ارز و بیکاری ناشی از تحریم بانک مرکزی، انفجار در پایگاه‌های نظامی، انزوای بین‌المللی، ایجاد تنش در تنگه هرمز، هزینه‌های کمرشکن نظامی و ... همه و همه پیامدهایی‌ست از بی‌بصیرتی رژیمیان و نبود خرد جمعی و وجود خودکامگی و ارضا شهوت قدرت که آوار شده است بر دوش ملت و مردمان‌مان را در عنفوان جوانی قوزدار کرده است

اماچه می‌توان کرد و چه باید کرد؟ آیا ما مردم هنوز در انتظار معجزه‌ای هستیم تا ما را از شر شیاطین حاکم بر خود نجات بخشد؟


Sunday, January 8, 2012

نگذاریم بهمن فرمان‌آرا تنها بماند: رژیم او را در زیر پا، لِه خواهد کرد


در خبرها آمده بود: "بهمن فرمان‌آرا در اعتراض به فشارهای دولتی کنونی علیه سینمای ایران، سه سیمرغ بلورینی که از جشنواره فجر دریافت کرده بود به دفتر جشنواره تحویل داد؛ این در حالی است که چندی پیش این کارگردان و تهیه‌کننده سینمای ایران، ممنوع‌الخروج شده بود". خبر کوتاه بود و در نظر اول، کمی شگفت‌آور. اما اگر در شرایط فعلی کشور، به عمق حرکت این بزرگمرد سینمای ایران بیندیشیم، جایگاه ویژه‌ای برای ایشان قائل خواهیم شد. در جایی که جیره‌خوارانی، سر در آخور رژیم جمهوری اسلامی دارند و برای کسب موقعیت و ثروت از هیچ چاپلوسی، کوتاهی نمی‌کنند، سینمای ایران را فاحشه‌خانه می‌خوانند و در برابر انحلال خانه سینما خفه‌خون می‌گیرند، بیاییم هنرمندان واقعی‌ای را که همگام با ملت هستند را دریابیم و ارج نهیم! ای اهالی سینما، ای دوستداران هنر، ای متفکران و اندیشمندان و خردورزان، ای هنرمندان و ای ملت ایران، حرکت شجاعانه بهمن فرمان‌آرا را پاس بداریم و نگذاریم او در این ورطه تنها بماند. تجربه و تاریخ به ما نشان داده است که پیشگامان و شجاعان‌مان را - فرق نمی‌کند در عرصه سیاسی باشد یا فرهنگی - اگر تنها بگذاریم، در زیر پای رژیمی‌ها لِه خواهند شد. بیاییم به هر طریق و روشی که تا کنون یاد گرفته‌ایم فرمان آرا را حمایت کنیم

Saturday, January 7, 2012

گوش هایم را تیز کرده‌ام تا شاید از زید‌آبادی و سحرخیز و تاج زاده، پیغامی بشنوم


هنگامی بوی آزادی به مشام خواهد رسید که پیغامی از زندانیان - نه دربند که در آزادی کامل - به گوشم برسد. اگر آنها که با گوشت و پوست و جان خود، و با استخوان‌های خرد شده، و طعم شکنجه و حبس و تبعید را چشیده‌اند و دارند می‌چشند، به من پیغامی دهند با گوش جانم خواهم شنید. حرف‌های رویایی دیگران - اگر چه ممکنست از سوی انسان‌های شریف و با حسنِ‌نیت باشد که گاه بسیار زیبا نیز می‌نماید - فقط برای کوتاه مدتی ما را به مستی و خوش‌دلی فرو می‌برد، اما به‌راستی دردی از ما دوا نمی‌کند. مرا نیز نوید دهید اگر پیغامی از این عزیزان به‌دست‌تان رسید

Wednesday, January 4, 2012

بحران قحطی در راه است: آیا تحریم‌های نفتی، حکومت را به زیر نخواهد کشید؟


آنزمان که هیچ گونه تحریمی بر روی نفت وجود نداشت و دولت احمدی نژاد، طی ۶ سال از بابت فروش نفت و گاز، صدها میلیارد درآمد بدست آورد، معلوم نشد که چه بر سر پول‌های نفتی آمد، که شاهد مدعا تنگدستی روزافزون مردمان‌مان بود و است. اما امان از آن روزی که قرار باشد درآمدهای نفتی کشور کاهش یابد. امروز خبرها گویای توافق اولیه در جهت تصمیم نهایی کشورهای عضو اتحادیه اروپا، مبنی بر تحریم نفتی ایران بود، که در صورت عملی شدن آن سوال اینست که آیا اگر فروش نفت به غرب و احتمالا بدنبال آن، بعضی از کشورهای آسیای شرقی قطع شود، دولت ایران و دستگاه رهبری کشور، با پشتیبانی سرنیزه‌ی نظامیان، همچنان به حیات خود ادامه خواهند داد؟ وزیر نفت اعلام کرده است که ما نفت‌مان را پیش فروش کرده‌ایم و نگرانی از بابت عدم حصول در‌آمد، وجود ندارد، اما نمی‌گوید روزهای پس از پیش‌فروش مثلا سه ماهه، بخش مهم درآمد کشور چگونه تامین خواهد شد؟

 آنچه که از مفهوم قحطی در سالیان خیلی دور، در ذهن قابل تجسم است، این است که مثلا کالاهای اساسی از جمله نان و مواد غذایی در بازار نایاب می‌شده، و مردم در مضیقه بسر می‌بردند و چیزی برای خورد و خوراک گیر کسی نمی‌آمده و گاهی هم مرگ و بیماری‌هایی باعث کشتار می‌شده است. اما امروزه شکل قحطی در کشور ما بگونه‌ای دیگر دارد نمود می‌کند. ممکنست جنس و کالا به وفور در بازار یافت شود، اما یارای خرید و تهیه آن برای مردم تنگدست وجود نداشته باشد

 چنانچه سکان کشور همچنان به‌دست بی‌کفایت حاکمان فعلی به سوی ناکجاآباد گردانده شود، آنچه که قابل پیش‌بینی‌ست اگر تحریم‌های نفتی، به‌مورد اجرا گذاشته شود و کشورهایی مانند ژاپن و کره جنوبی نیز به کشورهای تحریم‌کننده بپیوندند، حکومت ایران تاب ادامه حیات را نخواهد آورد و هر آن می‌توان انتظار داشت که رژیم‌یان به دست مردم به زیر کشیده شوند، مردمی که روزهای به‌شدت وحشتناکی از منظر اقتصادی در انتظارشان است   

در چه شرایطی ممکنست، انتخابات برگزار نشود!؟


یکی از سناریوهای محتمل که نباید از نظر دور داشت، عدم برگزاری انتخابات اسفندماه است! در خیلی از کشورها، دیده شده است که بنا بر شرایط خاص و بن بست‌های سیاسی و اجتماعی، انتخابات یک دوره با تعویق برگزار می‌شود و یا اصلن برگزار نمی‌شود

شرایط در کشور به‌گونه ای دارد پیش می‌رود، که ممکنست حاکمان را به این نتیجه برساند، که صلاح نیست این دوره از انتخابات مجلس راس تاریخ معین برگزار نشود. آن شرایط کدامین خواهد بود

اول - بروز جنگ
دوم - مرگ خامنه‌ای
سوم - شورش‌های داخلی و ناآرامی‌های اجتماعی
چهارم - پیش بینی در گستردگی عدم شرکت مردم - حتا خودی ها - در انتخابات
پنجم - بالا گرفتن درگیری‌های لفظی و فیزیکی مابین گروه‌های سیاسی، منجر به افشاگری‌های بیش از پیش از کثافتکاری‌های هر گروه
ششم - برکناری دولت احمدی نژاد و استقرار یک حکومت نظامی تمام عیار رسمی

در چنین شرایطی، ضرورت دارد، خردمندان و اندیشمندان در راس جنبش، این احتمال را به عنوان یکی از حالت‌هایی که ممکنست پیش آید در نظر گرفته و استراتژی و تاکتیک‌های لازم را برای حرکت های آتی جنبش، در شرایط غیر مترقبه، از پیش طراحی کنند: ملت تحت هیچ شرایطی  نباید آچمز شود

Tuesday, January 3, 2012

سپاه آماده سرکوب: بهانه امنیت انتخابات یا ترس از آسیمه‌سر شدن مردم از آشفته‌گی اقتصادی


حرف‌های فرمانده سپاه پاسداران مبنی بر "تلاش های دشمن قطعا احیای آشوب ها و اعتراضات اجتماعی با دستاویز قرار دادن انتخابات مجلس است. اخبار و اطلاعاتی که ما داریم نشان می دهد از مدت ها قبل آنها برای این کار نقشه کشیده و طرح هایی نیز آماده کرده اند." تا حدی مشکوک می‌زند. می‌خواهند به حکومت نظامی رسمیت ببخشند، اما آنرا دارند به روش قُرُم  قُرُم کردن به خورد فضای رسانه‌ای کشور می‌دهند. دستگاه امنیتی - نظامی رژیم، به‌خوبی دریافته است که در کنار نارضایتی‌های اجتماعی و سیاسی سال‌های اخیر، نکته‌ای که ممکنست سقوط رژیم را تسهیل کند، اوضاع بدِ اقتصادی‌ست که با توجه به ضعف مدیریتی از یک‌سو و تحریم‌های بین‌المللی از دیگر سو، هر روز بیش از پیش شرایط را بر مردم زیر خط فقر تنگ‌تر می‌نماید. مردم از آشفتگی‌های اقتصادی، از جمله بیکاری، گرانی، بی‌ارزش شدن ریال، گرفتاری‌های شب عید، عدم دریافت حقوق معوقه و یارانه‌های وعده داده شده و بی‌ثباتی در همه‌ی امور، چنان به ستوه آمده‌اند و آسیمه‌سر شده‌اند که هر آن احتمال شورش‌های ناشی از رنجِ تنگدستی، پیش‌بینی می‌شود. رژیم دارد از هم اکنون در بوق تبلیغات می‌دمد که خارجی‌ها برنامه‌هایی برای ناامن کردن انتخابات دارند، اما به گمان من واقعیتِ قضیه چیزِ دیگری‌ست و به‌نظر می‌رسد آنها در اندیشه‌ی اجرای طرحی پیش‌گیرانه هستند برای اعتراضات اقتصادی که طی آن سرکوب مردمی که روز بروز دارند فقیرتر می‌شوند، در دستور کار قرار گرفته است، اما با بهانه‌ی منتسب کردن این دسته از اعتراضات که در اثر بی‌خردی و بی‌بصیرتی حاکمان، به چپاول ثروت انجامیده است، به مسائل امنیتی

اما نه تنها بعید نمی‌نماید که بسیار محتمل است مردم بستوه آمده از وضعیت و شرایط حاکم بر اوضاع نابسامان کشور - که ظاهرا رژیم، دیگر هیچ کنترلی بر آن ندارد - در روزهای نزدیک به انتخابات و پس از آن، دل‌خون از ظلمی که طی دو سال ونیم گذشته بر آنها رفته است، بگونه‌ای قصدِ نشان دادنِ قهر از انتخابات و نارضایتی خود را از حکومت، با تحریم فعال انتخابات، داشته باشند: اعتراضات اقتصادی با چاشنی سیاسی و اجتماعی یا برعکس

آنچه که مسلم است، دلیل اعتراضات هر چه که باشد، دو ماهه‌ی پایانی سال، را آبستن حوادثی خواهد کرد که می‌تواند به یک انفجار عظیم اجتماعیِ غیر قابل کنترل بینجامد و کار را بر حکومتیان دشوار نماید. خدا را چه دیده‌اید ممکنست زمان آن رسیده باشد که کار یکسره و ریشه خودکامه‌گی سوزانده شود. چشم‌های‌مان را باید خوب باز نگه‌داریم، که فرصتی مغتنم خواهد بود برای ضربه نهایی به حریفِ ناسور گشته

Monday, January 2, 2012

محصول کار کوتوله‌ها، همه چیز رو به بالا: نرخ ارز، بیکاری، اعتیاد، حبس، اختلاس، شکنجه، اعدام، خالی‌بندی و موشک



اداره‌ی کشور توسط کوتوله‌ها کار کشور، به اینجایی که هستیم رسانده است و هر آنچه زشت و پیامد نابخردی‌هاست، رو به فزونی دارد. مثال‌های بسیار روشن به شرح زیر است

از نظر اقتصادی
دلار رو به ۲۰۰۰ تومان می‌رود
بیکاری بیداد می‌کند
کارخانه‌ها و مراکز تولیدی یکی پس از دیگری بسته می‌شود
تنگدستی و فقر کمر مردم را می‌شکند
افزایش اختلاس و دزدی
نفت و ثروت ملت به ثمن بخس به حراج گذاشته شده است
تهدید به سرک کشیدن به حساب‌های بانکی افراد

از نظر سیاست داخلی
تحرک سیاسی به بن‌بست کامل رسیده است
رهبران جامعه در حبس هستند
روزنامه‌نگاران در زندان و تبعید بسر می‌برند
وکلا تهدید و در بند
دانشجویان از تحصیل محروم و شکنجه می‌شوند
امنیتی کردن فضای زندگی خصوصی و اجتماعی مردم
جرم شناخته شدن تحریم و اعتراض به انتخابات
فشار به خانواده زندانیان سیاسی و دستگیری
جلوگیری از دستگیری متهمان درجه اول در حکومت


از نظر سیاست خارجی
درخواست ملتمسانه مذاکره پیرامون مسائل هسته‌ای
تهدید به بستن تنگه هرمز و موشک‌پرانی در خلیج فارس
حمله به سفارتخانه انگلستان و قطع رابطه سیاسی
کمک به دیکتاتورها جهت سرکوب مردمان‌شان 

از نظر فرهنگی
افزایش مصرف مواد مخدر
افزایش فحشا و کاهش سن تن فروشی
تهمت فاحشه‌گری به فضای فرهنگی سینما و اقدام به انحلال خانه سینما
حمله به مراکز فرهنگی و جلوگیری از برگزاری تئاتر و کنسرت موسیقی
ندادن مجوز انتشار کتاب به نویسندگان سرشناس و مردمی
بستن روزنامه‌ها و نشریات مستقل از حکومت‌
***
باید از فرصت‌هایی که پیش روی داریم از جمله تحریم فعال انتخابات، کمال استفاده را نمود و هزینه های حکومت را در پیشبرد اهداف سیاه‌شان بالا برد، تا کوتوله‌ها صحنه را واگذارند