Saturday, December 31, 2011

تشویق به تحریم انتخابات، توهین و اعتراض به تقلب در انتخابات، از مصادیق مجرمانه


مشاور قضایی دادستان کل کشور فهرست ۲۵ بندی مربوط به "مصادیق محتوای مجرمانه مرتبط با انتخابات مجلس شورای اسلامی" را اعلام کرد و گفت: انتشار محتوای مجرمانه که در این فهرست تعیین شده "جرم" محسوب می‌شود - خبرگزاری فارس
سرانجام ۲ سال و نیم پس از شکنجه‌ها و قتل و سرکوب معترضان به تقلب در انتخابات ۸۸ حکومتیان، به این صرافت افتادند، تا از این پس تعدی به مردم را رنگ و لعاب قانونی بدهند، اما مگر آیا فرقی هم می‌کند؟ کشتار و شکنجه و زیر گرفتن معترضان، قانون بردار نیست، و نمی توان با چسباندن اعتراضات متمدنانه یک ملت، به مثلا مصادیق مجرمانه، از زیر بار مسولیتِ ظلم و جور، شانه خالی کرد 

این‌هایی که مشاور قضایی به عنوان فهرست ۲۵ بندی، اعلام کرده است یا در قانون صراحت دارد یا ندارد. اگر دارد چه نیازی‌ست بر تاکید دوباره؟ و اگر ندارد، برای تفسیر قانون شما چکاره‌اید؟ این تدابیر و تفاسیر به خیال خام شما برای ترساندن، مردم و مطبوعات است. اما به‌نظر می‌رسد رژیم جمهوری اسلامی هنوز درک درستی از میزان دل کندن مردم از این رژیم ندارد. سوال اساسی اینست که آیا با زور سرنیزه و تهدید می‌توان منویات قلبی یک ملت را تغییر داد؟ اگر اینطور بود همه‌ی رژیم‌های خونخوار و مستبد تاریخ با در دست داشتن ابزار بهتر سرکوب و آمران هوشمندتر، می‌باید تا ابد، بر مردم حکم می راندند

Friday, December 30, 2011

به علی مطهری اعتمادی نیست، او دارد با مردم دو دوزه بازی می‌کند


علی مطهری طی دوره جاری در مجلس شورای اسلامی، بسیار تلاش کرد تا خود را رهبر مخالفان احمدی‌نژاد و دولتش بنمایاند، و از این بایت برای خودش در بین افکار عمومی، اعتباری دست و پا کند، اما آیا او توانسته است ، بدون اینکه علی خامنه‌ای را به لحاظ عملکردش پیرامون سرکوب مردم در بعد از انتخابات ۸۸ بطور مستقیم مورد سوال و سرزنش قرار دهد، در تحقق اعتبار، موفقیت کسب کند یا نه، موضوعی است که میزان محبوبیت او و به تبع آن حرف شنوی مردم از او در رای دادن به او در انتخابات اسفند ماه، آنرا نشان خواهد داد

علی مطهری چندین بار نشان داد که با چراغ سبز بیت رهبری، مجوز حمله به دولت را دریافت کرده است و آخرین آن رهبری گروهی بود که به او واگذار شد تا تلاش کند، طرح سوال از احمدی‌نژاد را به صحن مجلس بکشاند، که ظاهرا در دقیقه ۹۰ علی خامنه‌ای در اثر فشار و تهدید احمدی‌نژاد مبنی بر افشاگری نسبت به نزدیکان خامنه‌ای مبنی بر دست داشتن در چپاول ملت، عقب‌نشینی کرد و علی لاریجانی و هیات رییسه مجلس را واداشت تا سوال از رییس دولت را هوا کنند

آقای علی مطهری! تلاش شما مذبوحانه است برای داغ کردن تنور انتخابات. هشدار شما مبنی بر اینکه اگر مردم در رای‌گیری شرکت نکنند، تندروها کرسی‌های مجلس را اشغال خواهند کرد، گوش شنوایی در میان مردم حوزه انتخابیه شما نخواهد یافت

  آقای مطهری! شما به‌جای آنکه به تحریم کنندگان انتخابات بپیوندید، و نیمچه آبرویی را که هر از گاهی کسب کرده‌اید، به یکباره فرو نریزید، بطور مکرر از اطلاح‌طلبان برای شرکت در انتخابات دعوت می‌کنید. کهنه سیاستمدارانی که اکنون به این درک رسیده‌اند، برای بقای حکومتی باید حیثیت خود را فدا کنند، که سردمداران آن برای ایشان پشیزی ارزش قائل باشند

 آقای مطهری! رژیم نشان داده است که در این حکومت، شرکت مردم در انتخابات و رای آنها، اثری در سرنوشت سیاسی‌شان ندارد، و اگر هم پی گیر مطالباتشان باشند، سر از شکنجه‌گاه‌هایی همانند کهریزک، اوین، زیرزمین وزارت کشور و ده‌ها پستوی خوفناک دیگر، در خواهند آورد
آری، سعی حکومت در اپوزیسیون سازی‌های قلابی، و دوقطبی نشان دادن فضای سیاسی کشور در میان خودی‌های حکومت تاکنون راه به جایی نبرده است و نخواهد برد. هیچ جناحی دیگر قادر نیست با ساختار موجود این رژیم که ولایت مطلقه فقیه با دستانی آلوده به خون در راس آن و انبوهی دروغ و دزدی و جنایت در بدنه آن نهفته و آشکار است، با بزک کردنش، آنرا حفط کند. به یک کلام: به علی مطهری اعتمادی نیست، او دارد با مردم دو دوزه بازی می‌کند
   


Thursday, December 29, 2011

آقای بهنود عزیز! حالا پیش‌بینی شما از میزان مشارکت مردم در انتخابات چقدر است؟


آقای بهنود عزیز! امیدوارم به یاد بیاورید که در برنامه پارازیت شماره ۱۲ امسال که در ۴ تیر، از صدای آمریکا به نمایش درآمد، شما بدون هر مکث و خیلی محکم از شرکت ۶۰ درصدی مردم در اسفندماه خبر دادید، که همان زمان هم مبنای علمی حدس و پیش‌بینی شما کاملا روشن نبود حتا برای طرفداران‌تان. بعدتر نیز در گوشه و کنار و در برنامه‌ای در بی بی سی فارسی، همین عدد را با ۵ درصد اینور آنور، تکرار کردید. اما امروز که مطلب شما را در سایت بی بی سی با عنوان "انتخابات مجلس در ایران ..." خواندم، ضمن لذت بردن از نوع نگارش شما از تاریخ، به‌نظرم رسید اگر این‌بار از میزان مشارکت مردم در انتخاباتِ پیش روی، از شما سوال شود، پاسخ شما سخت متفاوت خواهد بود از پیش‌بینی شما نسبت به ۶ ماه گذشته
آیا براستی برداشت من درست است؟ آیا آنزمان که شما چنان تخمینی را اعلام می کردید، انتظار داشتید که سردمداران حکومت، بی‌شماری از کهنه سیاست‌مداران دوران حاکمیت خود را در بازی شرکت ندهد و نیز آیا پیش‌بینی می‌کردید همان کهنه سیاست‌مداران، بگونه‌ای انتخابات را تحریم کنند؟
اگر دولتمردان و حاکمان مردانگی به خرج دهند - که بعید می‌نماید - و تعداد شرکت‌کنندگان واقعی در انتخابات اسفند ماه را اعلام کنند و یا اگر سیستم نظارتی‌ای خارج از ارگان های حکومتی بتواند، اندازه بگیرد این تعداد را، به گمان من، با توجه به اینکه مردم هنوز پاسخ به این سوال که "رای من کو؟" را نیافته اند از سربند انتخابات ۸۸، این تعداد مشتمل بر جیره خواران، نظامیان و شبه‌نطامیان و بسیاری از "مجبوران" و با همان معیارهای شما، نخواهد توانست از ۲۵ درصدِ واجدین شرایط فراتر رود! البته آفتاب زیر ابر نخواهد ماند و هستند کسانی از داخل همان سیستم، که پرده از مشارکت واقعی مردم را بالازده و واقعیت را عریان کنند و نیز ترفندهای حکومت برای نمایاندن دروغین استقبال پرشور مردم، از انتخابات را برملا سازند 

Wednesday, December 28, 2011

تصمیم به بستن موقت تنگه هرمز: خالی‌بندی یا قدرت‌مندانه؟

عکس تزیینی از صفحه اول روزنامه کیهان اوایل جنگ عراق و ایران

در خبرها آمده است که نیروی دریایی جمهوری اسلامی برای زَهره چشم گرفتن از قدرت‌های بزرگ دنیا، مانوری را در خلیج فارس و در محدوده‌ی تنگه هرمز آغاز کرده‌اند و در همین حال آنرا مهرورزی به مردم و دولت‌های منطقه نامیده اند! در همین رابطه فرمانده نیروی دریایی ادعا کرده‌ است که نیروهای نظامی جمهوری اسلامی، آمادگی بستن تنگه هرمز را به صورت موقت در دست طرح‌ریزی دارند که نهایی کردن عملی آن منوط به تصمیم بزرگان نظام است. از سوی دیگر رحیمی معاون اول رییس جمهور نیز اعلام کرده است که در صورت تحریم نفت از سوی جامعه جهانی، تنگه هرمز از سوی رژیم جمهوری اسلامی بسته خواهد شد

استفاده از کلمه "بزرگان" مدتها‌ است که در لابلای ادبیات گفتاری مسولان موج می زند، اما چون همه می‌دانیم همه تصمیمات به عهده یک‌نفر است به نام علی خامنه‌ای، پس مقصود از "بزرگان" یعنی همان علی خامنه‌ای. اما چون این بارِ نخست نیست که مسولان جمهوری اسلامی، لاف می‌زنند، و کشورهای قدرتمند را تهدید می‌کنند، اما ظاهرا چون زورشان نمی‌رسد تهدیدهای خود را عملی کنند، موضوع در حد لاف باقی می‌ماند و به اجرا در نمی‌آید. زمانی که دانش‌آموز ابتدایی بودم، یادم می‌آید که بعضی از بچه‌هایی بودند که همیشه دیگران را مورد اذیت و آزار قرار می‌‌دادند، و هنگامی‌که سرانجام کار به کتک کاری کشانده می‌شد، وقتی کتک می‌خوردند، زار زار گریه و زیر مشت و لگد، فحش خواهر و مادر را نصیب کتک‌زننده می‌کردند و خلاصه با مداخله عده‌ای از بچه ها دعوا فیصله می‌یافت. اما فرد کتک خورده به عنوان بچه‌پر رو در بین همه شناخته می‌شد و هر روز آش و کاسه همین بود

جمهوری اسلامی هم مثل همان بچه‌ی دوران ابتدایی است که زیر زیرَکی اذیت می‌کند و موقع کتک خوردن که می رسد همزمان با گریه و زاری دست از فحش خواهر و مادر بر نمی‌دارد، و خلاصه داستان ادامه می‌یابد با این تفاوت که بچه کتک‌خورده بزرگ می شود و دست از اذیت و آزار بر میدارد، اما جمهوری اسلامی ۳۰ سال است که در همان برهه ۵۷ گیر کرده است! به آن بزرگان(!) توصیه می‌کنم که اگر زور و قدرت دارید، یک بار برای همیشه تهدیدتان را عملی کنید، به‌شرطی که نیایید بگویید که مثلا تنگه را موقتا برای دقایقی بستید،  ضمن اینکه ممکنست از این فرصت بهتر دیگر دست ندهد، برای اینکه همه را سر جایشان بنشانید! تو را به‌خدا عملی کنید این تهدید را و بگذارید مردم احساس کنند که حکومتی قوی و مقتدر پشت سر آنهاست: مرگ یکبار و شیون هم یکبار، تا معلوم شود که این آخرین، تهدید، خالی‌بندی از جنس قبلی‌ها نیست

برق سرنیزه‌ها را دارم می‌بینم، هرگروهی، حاکم شود به دیگری رحم نخواهد کرد


می‌دانم خیلی از شما این مطلب را نمی‌پسندید، اما واقعیت تلخی‌ را می‌خواهم بیان کنم که وجود دارد: چقدر آشکار اما به‌موقع خود را عریان کرده‌ایم در برابر دیگران. هیچ از فحاشی و دشنام و متلک و حسادت و کینه کم نگذاشته‌ایم. متاسفانه فضای "بالاترین" شده است پر از نفرت. به‌رغم اینکه خوش خط و خال می‌نماییم، از عشق و همبستگی و مهربانی، خبری نیست

با این وضعیت دشوار - که مشت نمونه‌ای می‌تواند باشد از خروار - چشمم آب نمی خورد، کشورمان به راه درست بیفتد حتا اگر قدرت از چنگ حاکمان فعلی بدر آوریم و تحویل بعدی‌ها - از هر قماشی که می‌خواهند باشند - دهیم. با این روحیه‌هایی که من یافتم، یقین دارم که اگر در دنیای واقعی در کنار یکدیگر بودیم، حتما خونِ هم نیز می‌ریختیم. سخن کوتاه : برق سرنیزه‌ها را دارم می‌بینم، هرگروهی که حاکم شود به دیگری رحم نخواهد کرد، این یک هشدار جدی‌ست، چنانچه تغییر رویه ندهیم و همدلی را عملی نکنیم، راه به‌جایی نخواهیم برد. من مرده و شما زنده، آنرا به عینه خواهید دید

Sunday, December 25, 2011

جنگ نرم، واژه‌ی من درآوردی رژیم، برای سرکوب و خفقان بیشتر مردم


جنگ نرم بهانه‌ای‌ست برای سرکوب. طبق گفته مسولان و مثال‌هایی که تاکنون در عرصه جنگ نرم ارائه نموده‌اند، این جنگ به زعم حکومت جمهوری اسلامی چیست: اعتراض، انتقاد، صف بستن برای خرید ارز و سکه، راهپیمایی، نامزد انتخابات نشدن، شرکت نکردن در انتخابات و رای ندادن، نوشتن نامه به رهبر، تشکیل اِن.جی.او برای کمک به مستمندان و سامان دادن به بچه‌های بی‌سرپرست خیابان‌ها و کارتن‌خوابها و نیز یاری رساندن به بیماران ایدزی و معتادان، وکالت متهمان سیاسی را قبول کردن، به سلک درویشان در آمدن، شرکت در مراسم کفن و دفن، برگزاری مراسم سالروز قتل‌های زنجیره‌ای، مصاحبه با رسانه‌های خارجی، آگهی دادن به تلویزیون‌های ماهواره‌ای، بدحجابی، آب‌بازی جوانان در پارک‌ها، شرکت در مراسم افطاری، گردهم‌آیی برای جشن کریسمس، مخالفت بانوان با قوانین زن‌ستیز، کش دادن مساله اختلاس‌ها توسط مطبوعات و بسیاری دیگر از این دست، بهانه‌ای شده است برای زَهره چشم گرفتن از مردم

در جنگ واقعی یا به تعبیر حکومت جنگ سخت، ابزار جنگی کاملا مشخص است: گلوله است و تانک، هواپیما است و زیردریایی، توپخانه است و سنگر، اما آنجا که خارجی‌ها به رغم تحریکات رژیم جمهوری اسلامی تن به آن نداده‌اند، و حکومت قادر نشده است با بهانه‌ی جنگ، خفقان بیشتر بوجود آورد، واژه‌ی من درآوردی جنگ نرم را ساخته و بهانه‌ای کرده است تا بیش از پیش نظامیان و امنیت‌چی‌ها را به فضای سیاسی، امنیتی، فرهنگی و اقتصادی کشور و به زندگی عادی ملت، وارد کند. این جنگ یک جنگ روانی است بر علیه ملت


Wednesday, December 21, 2011

شکنجه‌شدگان و قربانیان دوران سیاه جمهوری اسلامی، هزاران هزار برابر دوران شاه


محمدحسن قدیری ابیانه از پاچه‌خواران و مزدوران رژیم جمهوری اسلامی افاضاتی فرموده‌اند که جای شرم و ننگ فقط و فقط برای رژیم ددمنش و خونخوار جمهوری اسلامی باقی‌ می‌گذارد. او در یک مانور تبلیغاتی از شکنجه‌شدگان و اموال مصادره شدگان دوران محمد رضا شاه خواسته است که از بازماندگان شاه از جمله رضا پهلوی شکایت و درخواست غرامت کنند

با وضعیتی که طی۳۳ ساله گذشته بر مردم ما رفته است، سران رژیم جمهوری اسلامی، آنقدر روی همه جنایتکاران تاریخ بشریت را سفید کرده است، که خود شاهد بوده ام بارها و بارها کسانی از ناراضیان و آسیب‌دیدگان دوران گذشته، شادی روح محمد رضا شاه، را خواستار شده‌اند و او را به لحاظ نبود آزادی‌های سیاسیِ آن دوران بخشوده‌اند. اما دوران سیاه جمهوری اسلامی با هیچ ابزار و نیرنگی، نه در قلب‌هایمان و نه در اذهان‌مان پاک نخواهد شد. نبود آزادی‌های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی دوره حکوت ۳۳ ساله را هرگز فراموش نخواهیم کرد. دوران سیاه اعدام‌های فله ای اوایل دهه ۶۰ و سپس‌تر شکنجه و اعدام سال‌ تیره ۶۷ از یاد هیچ عدالت‌خواهی زدوده نخواهد شد. کشتار دگر‌اندیشان و قتل‌های زنجیره‌ای لکه ننگی‌ست که بر پیشانی علی خامنه‌ای نقش برجسته‌ای بصورت پینه بسته است. دوران شکنجه و محرومیت‌های اجتماعی و شهروندی دانشجویان و پیروان سایر مذاهب، همچنین ظلمی که بر زنان آزادی‌خواه و روزنامه‌نگاران و وکلای باشرف رفته است، نیز اضافه باید کرد صد‌ها هزاران انسان‌ بی‌گناهی که بدلیل ادامه نابخردانه جنگ یا کشته شدند، یا معلول و یا مفقود، و قتل و تجاوز و شکنجه معترضان بی‌گناه دوران پس از انتخابات، جای هیچ بحث و گفتگویی باقی نمی‌گذارد و علی خامنه‌ای و همدستان پلیدش برای هر کدام از آنها باید ده‌ها بار مجازات شوند. پس اگر چنین ادعایی در برابر دادخواهی رضا پهلوی - آنهم نه برای خودش که برای ملت ایران - عنوان شده است، این رزم‌خواهی محکوم به شکست حتمی جمهوری اسلامی خواهد بود و رهبر جمهوری اسلامی - که براستی قبرستان های کشور را آباد کرده است - باید شلوارش را هم بفروشد تا قادر شود تاوان این ملت ستم کشیده را بپردازد: در یک کلام، شکنجه‌شدگان، مصادره شدگان و قربانیان دوران جمهوری اسلامی، هزاران هزار برابر دوران شاه تخمین زده شده است